همگانی نگاه من

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع جهنم
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
هر چی بیشتر منتظرت می‌شدم، بیشتر دلم برات تنگ می‌شد. هرچی بیشتر منتظرت می‌شدم، تو عمداً دیر می‌کردی. هرچی بیشتر منتظرت می‌شدم، بیشتر بهم کم‌محلی می‌کردی! برام روشن بود.

خرده جنایت‌های زناشوهری - اریک امانوئل
 
منصفانه نیست!
کسی که اینگونه قلبت را در هم شکسته است،
هنوز این همه زیبا و خیره کننده باشد
و صورتش تنها چیزی باشد که بیش از هر چیزی در دنیا
دوست داری ببینی....


-ادی السیر
 
مود الانم اونجايه كه صادق هدايت تو كتاب بوف كور ميگه؛
حس ميكردم كه این دنيا براى من نبود!
براى يک دسته آدمهاى بیﺣﻴﺎ، پررو، گدامنش،
معلومات فروش، چارودار و چشم و دل گرسنه بود...
 
چشم‌هایش همه‌ آن چیزی را که صدایش نمی‌توانست، به من گفت. ما هزاران کلمه با هم حرف زدیم؛ بی‌آنکه واژه‌ای گفته باشیم
 
عادت ها می توانند انسان را نابود کنند
کافی است انسان به گرسنگی و رنج بردن عادت کند، به زیر ستم بودن، تا هرگز به رهایی فکر نکند و ترجیح بدهد در بند بماند.
 
چرا نباید صریح بگویم که دوست داشته شدن
از سوی کسی که دوستش میداری آن حس و حالتی است
که در واژهٔ عام و عادیِ خوشبختی نمیگنجد ...!
 
میگویند؛
هر شب،سحری دارد و هر غروب،طلوعی دارد:)
لاکن مگر پشت هر سحر که بعد شب آمد باز هم شب نبود؟
مگر بعد طلوعی که بعد از غروب شد باز هم غروب نبود؟
 
من هیچوقت توی زندگیم چهره ی زشتی ندیدم،اگر کسی بنظر من زشت میومد بخاطر قلبش بود .
 
راندم چو از مهرت سخن،گفتی بسوزو دم مزن
دیگر بگو از جان من ،جانا چه میخواهی؟بگو
 
ساقیا امشب صدایم با صدایت ساز نیست
یاکه من مس*ت و خرابم یا که سازت ساز نیس
 
عقب
بالا پایین