پارت جدید:
✗ سوینا آه عمیقی کشید، با دو دست انتهای دامن چیندارش را بالا کشید…
✓ سوینا آه عمیقی کشید، با دو دست انتهای دامنِ چیندارش را بالا زد…
(فعل «زد» طبیعیتر؛ «بالا کشید» معمولاً برای چیزهایی مثل شلوار است)
✗ اسبها از خستگی سرشان پایین افتاده بود
✓ اسبها از خستگی سرشان پایین افتاده بود. (نیاز به اصلاح نداشت؛ فقط نقطه اضافه شود)
✗ لوسیان بیمقدمه دو دستش را دور کمر سوینا حلقه کرد
✓ لوسیان بیمقدمه، دو دستش را دور کمر سوینا حلقه کرد.
(ویرگول برای جدا کردن قید لازم است)
✗ لوسیان، به تیزی آذرخش، خنجر را از دست سوینا قاپید
✓ لوسیان بهتیزیِ آذرخش خنجر را از دست سوینا قاپید.
(ویرایش علائم نگارشی و اضافهکردن همزه)
✗ چندین قدم به جلو برداشت
✓ چند قدم به جلو برداشت.
✗ ما به استراحتی کوتاه نیاز داریم و اسبها نیاز دارند تیمار بشن.
✓ ما به استراحتی کوتاه نیاز داریم و اسبها باید تیمار بشن.
(جمله روانتر و «نیاز دارند» لازم نیست )
✗ پاهایش را در هم گره زد.
✓ پاهایش را در هم گره زد. (این تعبیر درست نیست؛ پیشنهاد:)
✓ پاهایش را درهم جمع کرد.
✗ گفتم بستهایم! مگر گوش نداری؟
✓ گفتم بستهایم! مگه گوش نداری؟
(سبک محاورهی دیالوگ)
✗ ما مهمون ویژهای داریم.
✓ ما مهمونِ ویژهای داریم.
(نیمفاصله اضافه شد)
✗ ظاهرش همچون سنگ سرد و خونسرد بود.
✓ ظاهرش همچون سنگ، سرد و خونسرد بود.
(ویرگول برای خوانایی)
✗ سوینا آه عمیقی کشید، با دو دست انتهای دامن چیندارش را بالا کشید…
✓ سوینا آه عمیقی کشید، با دو دست انتهای دامنِ چیندارش را بالا زد…
(فعل «زد» طبیعیتر؛ «بالا کشید» معمولاً برای چیزهایی مثل شلوار است)
✗ اسبها از خستگی سرشان پایین افتاده بود
✓ اسبها از خستگی سرشان پایین افتاده بود. (نیاز به اصلاح نداشت؛ فقط نقطه اضافه شود)
✗ لوسیان بیمقدمه دو دستش را دور کمر سوینا حلقه کرد
✓ لوسیان بیمقدمه، دو دستش را دور کمر سوینا حلقه کرد.
(ویرگول برای جدا کردن قید لازم است)
✗ لوسیان، به تیزی آذرخش، خنجر را از دست سوینا قاپید
✓ لوسیان بهتیزیِ آذرخش خنجر را از دست سوینا قاپید.
(ویرایش علائم نگارشی و اضافهکردن همزه)
✗ چندین قدم به جلو برداشت
✓ چند قدم به جلو برداشت.
✗ ما به استراحتی کوتاه نیاز داریم و اسبها نیاز دارند تیمار بشن.
✓ ما به استراحتی کوتاه نیاز داریم و اسبها باید تیمار بشن.
(جمله روانتر و «نیاز دارند» لازم نیست )
✗ پاهایش را در هم گره زد.
✓ پاهایش را در هم گره زد. (این تعبیر درست نیست؛ پیشنهاد:)
✓ پاهایش را درهم جمع کرد.
✗ گفتم بستهایم! مگر گوش نداری؟
✓ گفتم بستهایم! مگه گوش نداری؟
(سبک محاورهی دیالوگ)
✗ ما مهمون ویژهای داریم.
✓ ما مهمونِ ویژهای داریم.
(نیمفاصله اضافه شد)
✗ ظاهرش همچون سنگ سرد و خونسرد بود.
✓ ظاهرش همچون سنگ، سرد و خونسرد بود.
(ویرگول برای خوانایی)