نظارت همراه رمان هنگامه‌های خونین: خنیاگران تزویر| ناظر: MELORIN

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع serena
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
پارت جدید:

✗ سوینا آه عمیقی کشید، با دو دست انتهای دامن چین‌دارش را بالا کشید…
✓ سوینا آه عمیقی کشید، با دو دست انتهای دامنِ چین‌دارش را بالا زد…
(فعل «زد» طبیعی‌تر؛ «بالا کشید» معمولاً برای چیزهایی مثل شلوار است)
✗ اسب‌ها از خستگی سرشان پایین افتاده بود
✓ اسب‌ها از خستگی سرشان پایین افتاده بود. (نیاز به اصلاح نداشت؛ فقط نقطه اضافه شود)
✗ لوسیان بی‌مقدمه دو دستش را دور کمر سوینا حلقه کرد
✓ لوسیان بی‌مقدمه، دو دستش را دور کمر سوینا حلقه کرد.
(ویرگول برای جدا کردن قید لازم است)
✗ لوسیان، به تیزی آذرخش، خنجر را از دست سوینا قاپید
✓ لوسیان به‌تیزیِ آذرخش خنجر را از دست سوینا قاپید.
(ویرایش علائم نگارشی و اضافه‌کردن همزه)
✗ چندین قدم به جلو برداشت
✓ چند قدم به جلو برداشت.
✗ ما به استراحتی کوتاه نیاز داریم و اسب‌ها نیاز دارند تیمار بشن.
✓ ما به استراحتی کوتاه نیاز داریم و اسب‌ها باید تیمار بشن.
(جمله روان‌تر و «نیاز دارند» لازم نیست )
✗ پاهایش را در هم گره زد.
✓ پاهایش را در هم گره زد. (این تعبیر درست نیست؛ پیشنهاد:)
✓ پاهایش را درهم جمع کرد.
✗ گفتم بسته‌ایم! مگر گوش نداری؟
✓ گفتم بسته‌ایم! مگه گوش نداری؟
(سبک محاوره‌ی دیالوگ)
✗ ما مهمون ویژه‌ای داریم.
✓ ما مهمونِ ویژه‌ای داریم.
(نیم‌فاصله اضافه شد)
✗ ظاهرش همچون سنگ سرد و خونسرد بود.
✓ ظاهرش همچون سنگ، سرد و خونسرد بود.
(ویرگول برای خوانایی)
 
نظرناظر:
هر دو پارت ساختار روایی منسجم و لحن یکدست دارند. گفت‌وگوها طبیعی، شخصیت‌پردازی لوسیان و سوینا قابل لمس و دراماتیک است، و تعلیق به‌خوبی برقرار می‌ماند. توصیف فضا (مهمان‌خانه، گاری، علفزار) تصویرسازی زنده‌ای ایجاد کرده، اما در چند بخش ریتم کند می‌شود به‌ویژه هنگام مکث‌های توضیحی یا جزئیات بدنی. از نظر جمله‌سازی، ترکیب نثر محاوره‌ای و ادبی خوب کنترل شده، فقط نیاز دارد در برخی جملات طولانی از ویرگول و نقطه برای تنفس خواننده بیشتر استفاده شود. در کل نوشته پخته، پرجزئیات و احساسی است و برای ادامه‌ی رمان پایه‌ی محکمی دارد.
 
سه پارت جدید گذاشتم... زحمتش رو بکش دمتم گرم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: HIIIS
پارت بعدی:
ابرو‌های سیاهش امتداد داشت. ✗
اصلاح: ابروهای (بی‌نیاز از یای اضافه)
ـ چطوری زودتر از بقیه مهاجرها رسیدی، موش؟ اوه… شنیدم که سلطنت برای پناه دادن به پناه‌جویان سکه می‌گیره، شما چند سکه تقدیم کردین؟ ✗
اصلاح:
• چگونه زودتر… رسیدی؟
• مهاجرها بهتر: مهاجرها (چسبیده)
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: HIIIS
پارت بعدی:
ـ لوک، لوک… سرم خیلی درد… ✗
ایراد: جمله ناقص است.
پیشنهاد در محاوره: سرم خیلی درد می‌کنه…
پی‌درپی نفس می‌کشید و سینه‌ی ستبر و تنومندش بالا و پایین می‌شد. ✗
ایراد: «ستبر و تنومند» تکرار معنایی.
پیشنهاد: سینه‌ی ستبرش بالا و پایین می‌شد.
احتمالا توی تگ چون تکرار معنایی ازت ایراد گرفته بشه.
ـ بکش عقب، حروم‌زاده! ✗
«بکش عقب،حرومزاده!»
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: HIIIS
پارت بعدی:
از فرط غوغای خشم در وجود لوسیان، رگی در پیشانی‌‌اش برجسته شده و نبض گرفته بود. ✗
بهتر:
«از فرط خشم، رگی در پیشانی‌اش برجسته شده و می‌تپید.»
(«غوغای خشم» کمی سنگین و «نبض گرفته بود» طبیعی نیست.)
به‌یکباره با دیدن پنج نفر… شش نفر… هشت نفر… تمرکزش به هم ریخته، و از شمردن افرادی که گرد او جمع شده بودند، عاجز ماند، اما یک چیز را به‌خوبی متوجه شد؛ همه‌ی آن‌ها مسلح بودند. ✗
ایراد: «تمرکزش به هم ریخته» باید ساختار فعلی داشته باشد.
بهتر:
«تمرکزش به هم ریخت و از شمردن افرادی که گرد او جمع شده بودند عاجز ماند.»
ـ تو دختر کور، اخطار می‌دم که دست از پا خطا نکنین. ✗
ایراد: ناهماهنگی مفرد و جمع
بهتر:
«تو دختر کور، اخطار می‌دم دست از پا خطا نکنی.»
یا اگر خطاب به همه است:
«اخطار می‌دم دست از پا خطا نکنید.»
هنگامی لوسیان کلمات مبهم را شنید، سرمای عجیبی در ستون‌فقراتش جریان یافت. ✗
بهتر:
«هنگامی که لوسیان این کلمات مبهم را شنید…»
همه‌ی آن افراد، بی چون چرا اطاعت کردند. ✗
درست:
«بی‌چون‌وچرا»
شانه‌‌های سوینا را گرفت و رو به لوسیان گفت: ✗
نیم‌فاصله اضافی
«شانه‌های»
ـ تو در مقابل شاهدخت ملهانور ایستادی. ادب به خرج بده موش کور قبل اینکه جا خلال دندون استفادت کنم. ✗
چند ایراد:
اصلاح پیشنهادی:
«تو مقابل شاهدخت ملهانور ایستاده‌ای. ادب به خرج بده، موش کور، قبل از اینکه ازت به‌جای خلال‌دندان استفاده کنم.»
جمع‌بندی سریع ایرادهای اصلی متن:
ناهماهنگی مفرد و جمع (مثل «نکنین» برای خطاب به یک نفر).
چند خطای نیم‌فاصله (پیشانی‌اش، شانه‌های، سینه‌اش).
چند فعل ناقص یا ساختار نادرست («تمرکزش به هم ریخته»).
چند واژه‌ی اشتباه یا غیرطبیعی («غول‌تشن»).
مخلوط شدن نثر معیار و محاوره (که البته برای دیالوگ‌ها طبیعی است).
 
  • blossom
واکنش‌ها[ی پسندها]: Matthew+
سلام علیکم خسته نباشی
یک پارت گذاشتم و ویرایشم رو شروع کردم
 
پارت جدید:
طوفان زوزه کشان در میان فضای تاریکِ جنگل‌های مینزو جولان می‌داد. ✗
اصلاح: زوزه‌کشان
لرزش شیشه‌ی پنجره به دست باد، شکافته شدن تاروپود هیزم‌ها در آتشِ شومینه، تبدیل به موسیقی دلنشین و خوشایندی برایش شده بود. ✗
اصلاح: تار و پود
گردنبندی با زنجیر ظریفی از جنس نقره که شیشه‌ی کوچکی را حمل می‌کرد. ✗
جمله ناقص است. بهتر:
«گردنبندی با زنجیر ظریفی از جنس نقره بود که شیشه‌ی کوچکی را حمل می‌کرد.»
بانو اسپریت، درحالی‌که کتابی با چرم سیاه و کهنه را درون کیف کوچکی می‌گذاشت، گفت: ✗
اصلاح: در حالی که
«نه، نوشیدنی دارین هست.» ✗
اگر نام مکان است بهتر:
«نه، نوشیدنی‌دارین است.»
مارگارت از تیزی زبان او جا نخورد، در عوض با سر تعظیمی کرد، گفت: ✗
اصلاح:
«مارگارت از تیزی زبان او جا نخورد. در عوض با سر تعظیمی کرد و گفت:»
درِ کیف را با دکمه به‌هم چفت کرد و در دستان مارگارت گذاشت. ✗
اصلاح: به هم
«این‌ها رو پیش تو امانت می‌ذارم. باید مخفی‌شون کنی. باید جوری از این کیف نگه‌داری کنی که انگار زندگیت در گرو این کیفه.» ✗
اصلاح نوشتاری«اون موقع می‌فهمی که چرا به چنین اعمال‌هایی دست زدم.» ✗
اصلاح: اعمالی: زندگی‌ات
قطره‌اشکی از گوشه‌ی چشم‌هایش چکید. ✗
اصلاح: قطره‌ای اشک
بانو اسپریت شانه‌‌های مارگارت را بیش‌ازپیش فشرد و گفت: ✗
اصلاح: شانه‌های
تنها چند خطای اصلی داشت:
زوزه‌کشان
تار و پود
در حالی که
به هم
زندگی‌ات
اعمالی
قطره‌ای اشک
شانه‌های
یک جمله ناقص درباره گردنبند
 
  • blossom
واکنش‌ها[ی پسندها]: Matthew+
عقب
بالا پایین