دفترچه خاطرات [ دفترچه خاطرات Toofan ]

حالا که بهتر نگاه می‌کنم میبینم اونقدرام بد نیستم.
من میتونم مواظب آدما باشم. اگه بخوام میتونم بهشون محبت کنم.
اگه باهام خوب باشن میتونم دوسشون داشته باشم و اگه بهم اهمیت بدن
بهشون توجه میکنم ولی گاهی اوقات فکر میکنیم آدما همینی هستن که تو ظاهر نشون میدن.
یه آدم بداخلاق، بی‌حوصله و غرغرو.
ولی اونا بلدن از ته دل برات خوب باشن.
فقط کافیه که از ته دل دوسشون داشته باشین.
وقتی بهشون طعنه بزنید و رفتاراشونو تو سرشون بکوبید با شما همونطوری میشن که با بقیه هستن.
همونی که تو ظاهر نشون میدن.
 
می‌دونی بودن کنار بعضیا خیلی قشنگه حتی اگه کوتاه باشن.
به نظرم مهم زمان بودنشون نیست، مهم بودنشونه.
مهم تاثیریه که بعد اون تو زندیگمون میزارن.
این آدما فراموش نشدنی‌ان.
 
خیلی سخته بخوای با کسایی دوست باشی که هنوز حالت بچگی‌شونو دارن.
مهم نیست تو زود بزرگ شدی یا اونا هنوز بچه موندن به هرحال یه تفاوتی بینتون وجود داره و
این واقعا اذیتم میکنه.
 
به نظرم نه گاهی وقتا بلکه همیشه تنها بودن میتونه خیلی خوب باشه.
ببین وقتی تنهایی غصه یه چیزو میخوری، غصه خودتو ولی وقتی دایره ارتباطاتت گسترده‌تر میشه باید به فکر همه باشی، باید! نمیشه که بهشون اهمیت ندی
اگه میخواستی اهمیت ندی باید تو همون تنهایی خودت بین خودت و خودت میموندی
بعد اون ممکنه برای یه نفر مهم باشی اونوقت این مهم بودنه و اهمیت ندادنه تضاد ایجاد میکنن نه؟
باید به فکرش باشی دیگه.
 
احساس میکنم مامانم جدیدا داره کپی برابر اصل
مامان دایانا تو فیلم آنشرلی میشه.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: :)MAHAK
خسته شدم، خسته. :گریه:
 
  • Sad
واکنش‌ها[ی پسندها]: :)MAHAK
عقب
بالا پایین