به نام خداوندِ قلم
داستان عاشقانهی سلوک روایت مردیست به نام قیس که یادآور نام مجنون است، برای دیدار یکی از دوستانش، آصف به اروپا سفر کرده است. آصف خانه نیست و ما ابتدا قیس را سرگردان در کوچه و خیابان میبینیم. او با مردی ناشناس مواجه میشود که انگار تمام عمر او را میشناخته. به دنبال مرد رهگذر به سمت گورستانی میرود. هرچه بیشتر مرد ناشناس را برانداز میکند و شباهتهای بیشتری بین خودش و او پیدا میکند، سردرگمیهای او بیشتر میشود و این مرد که انگار گذشته خود قیس است او را به عاشقانهاش در یازده سال پیش پرتاب میکند؛ زمانی که قیس عاشق دختری 17 ساله بوده است.
سلوک که با سبک جریان سیال ذهن به نگارش درآمده است، پر است از لایههای جذاب و عمیق که خواننده را به کشف یک عاشقانه قدیمی دعوت میکند. سردرگمی و درونگرایی قیس در زبان و ادبیات کتاب نیز ملموس است. ما دائما در حال رفت و برگشت زمانی هستیم و بین قیس و مرد ناشناس گم میشویم تا معانی بیشتری از جهانبینی قیس را بازیابیم.
📖 سلوک
✒️اثر :محموددولتآبادی
داستان عاشقانهی سلوک روایت مردیست به نام قیس که یادآور نام مجنون است، برای دیدار یکی از دوستانش، آصف به اروپا سفر کرده است. آصف خانه نیست و ما ابتدا قیس را سرگردان در کوچه و خیابان میبینیم. او با مردی ناشناس مواجه میشود که انگار تمام عمر او را میشناخته. به دنبال مرد رهگذر به سمت گورستانی میرود. هرچه بیشتر مرد ناشناس را برانداز میکند و شباهتهای بیشتری بین خودش و او پیدا میکند، سردرگمیهای او بیشتر میشود و این مرد که انگار گذشته خود قیس است او را به عاشقانهاش در یازده سال پیش پرتاب میکند؛ زمانی که قیس عاشق دختری 17 ساله بوده است.
سلوک که با سبک جریان سیال ذهن به نگارش درآمده است، پر است از لایههای جذاب و عمیق که خواننده را به کشف یک عاشقانه قدیمی دعوت میکند. سردرگمی و درونگرایی قیس در زبان و ادبیات کتاب نیز ملموس است. ما دائما در حال رفت و برگشت زمانی هستیم و بین قیس و مرد ناشناس گم میشویم تا معانی بیشتری از جهانبینی قیس را بازیابیم.
📖 سلوک
✒️اثر :محموددولتآبادی