شایعه ماجرایِ قلمِ جادوییِ ترانه| شایعه نویس Z A H R A

نوشته‌ها
نوشته‌ها
3,960
پسندها
پسندها
4,622
امتیازها
امتیازها
378
سکه
2,263
«به نام خالق خلاقیت»

نامِ داستان:
ماجرایِ قلمِ جادوییِ ترانه

ژانر:
فانتزی

شایعه نویس:
@Z A H R A

سوژه:
@-Taraneh

مقدمه:
هرشب، ترانه با قلمِ جادویی‌اش دست به کار می‌شود و به دنیایِ جادوییِ نوشتن سفر می‌کند. البته این دنیایِ جادویی، خوشبختانه یا متاسفانه فرقِ زیادی با آنچه در ذهنتان می‌گذرد دارد؛ شاید بپرسید چه فرقی؟ خودتان بروید و ببینید!​
 
ترانه قلمِ جادویی‌اش را دست گرفت و رویِ کاغذ شروع به نوشتن کرد. نوشت و نوشت تا اینکه نقطه‌ی پایان را گذاشت. قلم را روی میز رها کرد و با لبخند به نوشته‌هایش خیره شد. کلمات در هم پیچیدند و به رقص درآمدند، پس از لحظاتی جلوی ترانه به شکل عروسک‌های کوچکی در آمدند که زنده بودند.
هری‌پاتر پیراهنِ سه‌دکمه‌‌اش را بست و رویِ شلوار پارچه‌ای‌اش انداخت، دستی به عینکش کشید و با خمیازه، کوهِ روزنامه‌های کاری را محکم در بغل گرفت؛ بعد به ترانه نگاهی انداخت و گفت:
- با این اوضاعِ مملکت، معروف بودنم به چه دردی میخوره؟ معروف بودن که نون و آب نمیشه! کاش به جای معروفیت به خاطرِ زنده موندنم مقابلِ ولدرمورت، به خاطر اینکه یکهو فامیلِ گمشده‌ی پولدارم بعد مرگش کلِ ثروتِ میلیاردی‌اش و داده به من معروف می‌شدم!
با خمیازه‌ی مجدد، روزنامه‌هایش را روی زمین ولو کرد و نشست. ماژیک را از پشتِ گوشش برداشت و شروع کرد به علامت‌گذاری روی روزنامه‌ها تا با کارآفرینان تماس بگیرد.​
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: HIIIS
  • grin
واکنش‌ها[ی پسندها]: -Taraneh
عقب
بالا پایین