بعضی آدما خیلی بیسروصدا وارد زندگیت میشن.
نه اتفاق خاصی میافته، نه حس میکنی قراره چیزی عوض بشه.
فقط یه آشنایی سادهست…
اون موقع هیچکس فکر نمیکنه یه روز همین آشنایی ساده
بتونه اینقدر توی فکر آدم جا بگیره.
خیلی چیزها همینطوری شروع میشن؛ آرام، معمولی، بدون هشدار.
و شاید درست از همونجا یک سراب شکل میگیره.
بعضی آشناییها هیچ داستان خاصی ندارن.
نه شروع عجیب و نه لحظهی خاصی که توی ذهنت بمونه
فقط کمکم شکل میگیرن.
چند تا حرف معمولی، چند تا خندهی ساده
اینجا همهچیز عادی به نظر میاد
آنقدر عادی که آدم اصلاً فکر نمیکنه این آشنایی ساده، یه روز تبدیل بشه به چیزی که فراموش کردنش سخت باشه
دخترییییییی مثلا ببین؟
این دو تا پارتِ اولِ خب؟ اول که یکم بیمقدمه رفتی سرِ اصلِ مطلب؛ میتونستی در حد چند خطی یکم اون فضای احساسی و برای مخاطب بگی که مثلا قبلِ حضور آدما! بدون حضور بعضی آدما! زندگی چه شکلی بوده؟ مثلا یک تشبیه به کار ببری یا همچنین چیزی؛ مثلا زندگی شبیه هنگامِ طلوعِ آفتاب همانقدر پر رنگ و ساکت بود یا...
دوم اینکه مثلا ببین؛ بینِ این دو تا متن ارتباط وجود داره ولی ارتباطشون جدا به نظر میرسه و ضعیفه! چرا؟ چون طوری نوشته شده که انگار دو تا متنِ جدا از هماند؛ منظور یکیِ ها! ولی به خاطر نوعِ نوشتن انگار شاخه به شاخه شده.
مثلا ببین... تشبیه و مقدمه ی کوتاه احساسی و موقع شروع داستان که انجام دادی؛ بعد خیلی آروم واردِ قضیه شو و بیشتر تمرکز و بزار که عمق احساسات و برسونی.
مثلا اینطوری:
و در میانِ این هیاهویِ زندگی؛ آدمها بیصدا داخلِ قطارِ زندگیات میشوند، آنچنان بیصدا که تو گمان نمیکنی شاید روزی حضورشان پر سر و صدا ترین لحظاتِ زندگیات بشود. این آدمها اولش شبیهِ یک غریبه به نظر میرسند؛ اما کم کم تویِ وجودت ریشه پیدا میکنند و آشنا ترینِ زندگیات میشوند.
و تو نمیدانی شروعِ این آشنا شدن از کجا نشات گرفته؟ بدونِ هیچمقدمه و شروعِ خاصی که تویِ ذهنت بماند، نه شبیهِ قصهها و کتابها که با اتفاقاتِ رویایی شروعشان رقم میخورد. نه! برای ما معمولیها؛ همه چیز از یک خندهی ساده، یک حرفِ کوتاه، یک نگاهِ عادی و هرچیزِ معمولیِ دیگری که فکرش را نمیکنی شروع میشود، بعد یکآن به خودت میآیی و میبینی در طولِ روز جایِ خالیِ حضور بعضی آدمها چقدر توی چشم است.
میبینی؟ متن رو باید باهم ادغام کنی و پشتِ سر هم ردیفشون کنی؛ این حالتی که شما نوشتین خوبه اما باعث میشه مخاطب بینِ تکه هاش گم بشه و گیر کنه.
منظورم رو با مثال تونستم برسونم بهت زیبا؟