زبان انگلیسی اصطلاحات مرتبط با رنگ سیاه در زبان انگلیسی

. the pot calling the kettle black
دیگ به دیگ می‌گوید رویت سیاه

.be in the black
حساب پر پول داشتن

.black and white
سیاه و سفید

pitch-black
کاملا تاریک

a black spot
نقطه پر تصادف

black-and-blue
سیاه و کبود

black list
لیست سیاه

black and white
مکتوب

.a black look
چپ چپ نگاه کردن
 

۱. اصطلاحات مرتبط با حالت‌های روحی و شخصیتی:​


1--Black and blue: به معنای کبود شدن (معمولاً در اثر ضربه یا دعوا).
مثال: After the boxing match, his face was black and blue.

2-- In a black mood: به معنای داشتن حال بسیار بد، خشمگین یا افسرده بودن.
مثال: Avoid him today; he’s been in a black mood since this morning.

3--Black sheep: اصطلاحی برای فردی که با بقیه اعضای خانواده یا گروه متفاوت است و اغلب باعث دردسر یا شرمساری می‌شود (وصله ناجور).
مثال: He was always the black sheep of the family because he wanted to be an artist instead of a doctor.
 

۲. اصطلاحات مرتبط با مسائل مالی و کسب‌وکار:​


1-- In the black: وضعیت سوددهی و مثبت بودن حساب بانکی (نقطه مقابل In the red).
مثال: Our company has finally moved from the red into the black this quarter.

2-- Black market: بازار سیاه (خرید و فروش غیرقانونی کالا).
مثال: During the war, many essential goods were only available on the black market.

3-- Black friday: جمعه سیاه (روزی که فروشگاه‌ها تخفیف‌های بسیار زیادی می‌دهند).
 

۳. اصطلاحات مرتبط با فعالیت‌ها و موقعیت‌ها:​


1--Blackout: قطع ناگهانی برق، یا به معنای از دست دادن موقت هوشیاری یا حافظه.
مثال: The storm caused a massive blackout across the city.

2--Blackmail: باج‌گیری (معمولاً با تهدید به افشای اسرار).
مثال: He tried to blackmail her by threatening to release her private photos.

3-- Black-tie event: مراسمی بسیار رسمی که در آن آقایان باید کت‌وشلوار مشکی (تاکسیدو) و پاپیون بپوشند.
مثال: The gala tonight is a black-tie event.
 

۴. اصطلاحات مرتبط با قضاوت و توصیف:​


1-- Black and white: توصیف موقعیتی که بسیار واضح است و پیچیدگی‌های خاکستری ندارد (صفر یا صد).
مثال: It’s not a black and white issue; there are many factors to consider.

2-- Paint someone black: بدنام کردن کسی یا بد جلوه دادن شخصیت یک فرد نزد دیگران.
مثال: She tried to paint him black so that no one would hire him.

3-- Pot calling the kettle black: اصطلاحی برای زمانی که کسی به دیگری انتقاد می‌کند در حالی که خودش همان عیب را دارد (دیگ به دیگ می‌گوید روت سیاه).
مثال: He called me lazy, but that’s the pot calling the kettle black!
 
عقب
بالا پایین