اخبار معمای مردی که موسیقی را برای بقا نوشت، نه برای سرگرمی!

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع HIIIS
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
اجرای این سمفونی در اکتبر ۱۸۹۳، تنها نه روز پیش از مرگ آهنگساز، باعث شد بسیاری آن را یک مرثیه برای خود بدانند. واکنش اولیه تماشاگران سنت پترزبورگ، بهت و سردرگمی بود؛ آن‌ها نمی‌دانستند که در حال شنیدن آخرین تپش‌های قلب بزرگترین آهنگساز سرزمینشان هستند.
 
داستان رسمی مرگ چایکوفسکی ساده است: او در یک رستوران گران‌قیمت به نام «لاینر»، یک لیوان آب نجوشیده سفارش داد و به بیماری وبا مبتلا شد. این بیماری در آن زمان در سنت پترزبورگ شایع بود. او پس از چند روز زجر کشیدن و از کار افتادن کلیه‌هایش، در ساعت ۳ صبح ۶ نوامبر ۱۸۹۳ درگذشت.
 
اما این روایت با حفره‌های بزرگی همراه است. چایکوفسکی که مادرش را بر اثر وبا از دست داده بود، وسواس عجیبی نسبت به آب آشامیدنی داشت و هرگز آب نجوشیده نمی‌نوشید. همچنین، در مراسم تشییع او، تابوت باز بود و مردم جسد او را می‌بوسیدند؛ کاری که برای یک بیمار وبایی که به شدت ناقل است، خودکشی دسته‌جمعی محسوب می‌شد.
 
در دهه ۱۹۷۰، الکساندرا اورلووا تئوری تکان‌دهنده‌ای را مطرح کرد: «دادگاه شرف». طبق این فرضیه، چایکوفسکی با برادرزاده یک کنت بانفوذ رابطه‌ای داشته است. برای جلوگیری از رسوایی بزرگ که می‌توانست آبروی مدرسه حقوق را ببرد، هشت نفر از هم‌کلاسی‌های سابق او دادگاهی تشکیل دادند و او را مجبور کردند با خوردن سم آرسنیک خودکشی کند.
 
علائم مسمومیت با آرسنیک دقیقا مشابه وبا است. اگرچه بسیاری از پژوهشگران مدرن مانند پوزنانسکی همچنان بر فرضیه وبا پافشاری می‌کنند، اما ابهام در مورد آخرین لحظات زندگی او، همچنان هاله‌ای از رمز و راز بر گرد نام او باقی گذاشته است.
 
پیوتر ایلیچ چایکوفسکی در طول زندگی کوتاه ۵۳ ساله‌اش، آثاری خلق کرد که امروز بخش جدایی‌ناپذیری از دی‌ان‌ای فرهنگ جهانی هستند. او ۱۱ اپرا، ۳ باله، ۶ سمفونی و ده‌ها قطعه ارکستری و پیانویی نوشت. موسیقی او نه تنها بازتاب‌دهنده «روح روسی»، بلکه آینه‌ای برای تمام انسان‌هایی است که با تضادهای درونی خود در ستیزند.
 
او یک بار در نامه‌ای نوشت: «بدون موسیقی، دنیا مکانی بود که انسان در آن دیوانه می‌شد». او توانست درد جدایی، ترس از قضاوت جامعه و اشتیاق بی‌پایان برای زیبایی را به زبانی جهانی تبدیل کند. باله‌های او استاندارد جدیدی برای رقص کلاسیک تعریف کردند و سمفونی‌هایش راه را برای مدرنیسم قرن بیستم گشودند.
 
امروز 17 اردیبهشت، در سالروز تولد او، ما نه تنها یک آهنگساز، بلکه معماری را گرامی می‌داریم که از لرزش‌های قلب انسان، کلیساهای با شکوهی از نتها بنا کرد. چایکوفسکی ثابت کرد که حتی از خاکستر سوخته‌ترین آرزوها، می‌توان ملودی‌هایی خلق کرد که زمان را به زانو درآورند. او مردی بود که سرش را با دست نگه می‌داشت تا نیفتد، اما موسیقی‌اش چنان اوجی گرفت که تا ابد در تالار افتخارات بشریت طنین‌انداز خواهد بود.
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 5)
عقب
بالا پایین