آن شب که هوا بوی دلتنگی می داد، آری بوی تنهایی و بوی غم، سرمایش پوست صورت و دستهایم را تا مغز و استخوان میلرزاند ولی در مقابل سوزنهای سردی که در عمق قلبم فرو میرفتند اصلا قابل مقایسه نیست.
ای کاش...، ای کاش اصلا با تو آشنا نمیشدم و دلم را بهت نمیباختم؛ که اینگونه مرا رها نکنی و بهم خیانت کنی. فقط تنها سوالی که دارم این است که چرا؟! چرا با فرشتهی مرگ به من خیانت کردی و تنهام گذاشتی که تنها مشتی خاک ازت باقی بماند؟.
نوشتهای از K.A.K
ای کاش...، ای کاش اصلا با تو آشنا نمیشدم و دلم را بهت نمیباختم؛ که اینگونه مرا رها نکنی و بهم خیانت کنی. فقط تنها سوالی که دارم این است که چرا؟! چرا با فرشتهی مرگ به من خیانت کردی و تنهام گذاشتی که تنها مشتی خاک ازت باقی بماند؟.
نوشتهای از K.A.K
