مشاوره‌ پایان‌یافته مشاوره رمان | malihe

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع -Taraneh
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

-Taraneh

مدیر تالار مشاوره +مدیر آزمایشی تالار کافوارتز
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
مدیر آزمایـشی تالار
منتقد
مشاور
نوشته‌ها
نوشته‌ها
1,236
پسندها
پسندها
9,743
امتیازها
امتیازها
453
سکه
1,112
نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند اما مشاورین، پیمانکاران رمان، داستان و آثار مهم می باشند!

- نویسنده عزیز لطفا با مشاور خود نهایت همکاری را داشته باشید.

- در صورتی که با مشاور همکاری نکنید و مشاور گزارش دهد، رمان شما تا زمان ارتقا، قفل خواهد شد.

درخواست کننده: @TAAHA
مشاور: @malihemalihe عضو تأیید شده است.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: TAAHA
سلام @malihemalihe عضو تأیید شده است. جان
خوبی؟
من بیشتر برای پیرنگ نیاز به کمک دارم
رمانم رو هم فکر کنم خوندی
سلام طاها جان. خیلی خوبه که برای رمانت درخواست مشاوره دادی. و واقعا خوشحال شدم که فرصت صحبت راجع‌به رمانت رو پیدا کردم. امیدوارم بتونیم همکاری خوبی داشته باشیم.
راستش من واقعا قلمت رو تحسین می‌کنم تو خیلی خوب می‌تونی تریلر و صحنه‌های سینمایی خلق کنی.
گفتی برای پیرنگ(شروع، میانه، انتها) نیاز به مشاوره داری.
راستش شروع خیلی خوبی داشتی و صحبت با مشاوره برای کنجی که لکنت داره و توی زندان هست خیلی به ژانر روانشناختی و معمایی اثرت نزدیک یه جورایی حس می‌کنم استعداد خیلی خوبی توی فهمیدن این چیزا داری بدون این که آموزش دیده باشی. درکل ایده و اجرات رو دوست داشتم.
اما سه چیز هست که باید حتما توی هر پارتی که می‌نویسی رعایت کنی.
اولین قانون طلایی هر پارت اینه که: اطلاعات جدیدی بدی. به شخصیتت عمق بدی وداستان رو پیش ببری.
هر صحنه‌ای که می‌نویسی باید هدف داشته باشه طوری که اگه اون پارت حذف بشه چیزی از داستان به کل کم بشه و داستانت رو ناقص کنه.
شما در بعضی پارتهات پراکندی و پرش ذهنی داری.
مثل این پارت و نقطه چین‌هایی که گذاشتی
صدای خدمتکار در هواپیما پیچید.
«همه مهمان ها،لطفا به نکاتی که گفته می شود،توجه کنید...‌.»
نفس آرامی کشید.صدای رعد و برق خیلی زیاد بود.داشت مهمان ها را از شهر«نیویورک» به «سان فرانسیسکو» می‌‌‌ برد.فاصله بین دو شهر، به طور تقریبی ۴۷۰۰‍‍‍‍ کیلومتر بود و حداقل ۵ تا ۶ ساعت طول می کشید؛ قرار بود خسته کننده باشد.البته برای او که یک خلبان بود،یک سفر هم بود.
آماده پرواز شد و هواپیما بلند شد.
..……..
تیمی گفت:«همه پیاده شدن؟»
دستیار جواب داد:«بله!»
پیراهنش را پوشید و در اتاق را باز کرد.
چمدانش را برداشت و دستش را به نشانه«خداحافظ»تکان داد.
….……
«جواب من رو بدین خانم!کنجی کجاست؟»
خانمی که پشت میز ایستاده بود،گفت:«مَ...مَعلوم...نی...نیست.»
تیمی فریاد زد:«میگم کنجی کجاست؟»
«آ...آقا لطفا آروم باشین کنجی گُ...گم شده!»
خانم ادامه داد:«جزییاتشو...باید از کارآگاهِ خصوصی...بپرسین.»
«پوففف...شماره کارآگاه رو بدین.»
شماره رو ازش می گیرد و بیرون می‌رود.
….……
کمی از قهوه می‌نوشد و به صحبت کردن با کارآگاه ادامه می‌دهد. بعد از چند دقیقه، تماس قطع می‌شود.
تیمی آرام زمزمه می‌کند و با خودش می‌گوید:«این کارآگاه هم هیچی نمی‌دونست!»
نفس عمیقی کشید و روی تخت اتاقش در هتل شیرجه زد و پتو را کنار زد.
حالا بهم بگو دقیقاً کجای پیرنگت به مشکل خوردی.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: TAAHA
سلام طاها جان. خیلی خوبه که برای رمانت درخواست مشاوره دادی. و واقعا خوشحال شدم که فرصت صحبت راجع‌به رمانت رو پیدا کردم. امیدوارم بتونیم همکاری خوبی داشته باشیم.
راستش من واقعا قلمت رو تحسین می‌کنم تو خیلی خوب می‌تونی تریلر و صحنه‌های سینمایی خلق کنی.
گفتی برای پیرنگ(شروع، میانه، انتها) نیاز به مشاوره داری.
راستش شروع خیلی خوبی داشتی و صحبت با مشاوره برای کنجی که لکنت داره و توی زندان هست خیلی به ژانر روانشناختی و معمایی اثرت نزدیک یه جورایی حس می‌کنم استعداد خیلی خوبی توی فهمیدن این چیزا داری بدون این که آموزش دیده باشی. درکل ایده و اجرات رو دوست داشتم.
اما سه چیز هست که باید حتما توی هر پارتی که می‌نویسی رعایت کنی.
اولین قانون طلایی هر پارت اینه که: اطلاعات جدیدی بدی. به شخصیتت عمق بدی وداستان رو پیش ببری.
هر صحنه‌ای که می‌نویسی باید هدف داشته باشه طوری که اگه اون پارت حذف بشه چیزی از داستان به کل کم بشه و داستانت رو ناقص کنه.
شما در بعضی پارتهات پراکندی و پرش ذهنی داری.
مثل این پارت و نقطه چین‌هایی که گذاشتی

حالا بهم بگو دقیقاً کجای پیرنگت به مشکل خوردی.
مشکل اینه
که انگار نیاز به ایده جدید دارم
و پیرنگ روند داستانم فعلا کلا نامعلومه
دلم می خواد یکم پارت هام با جزئیات باشه
ولی نمی دونم چه جزئيات و فضاسازی هایی اضافه کنم!
نیاز به یک چیزی دارم که داستان رو پیش ببرم.
 
مشکل اینه
که انگار نیاز به ایده جدید دارم
و پیرنگ روند داستانم فعلا کلا نامعلومه
دلم می خواد یکم پارت هام با جزئیات باشه
ولی نمی دونم چه جزئيات و فضاسازی هایی اضافه کنم!
نیاز به یک چیزی دارم که داستان رو پیش ببرم.
ببین ایده جدید لازم نیست.
شما برای نوشتن یک رمان معمایی اول باید یک هدف کلی تعیین کنی، مثلاً همین زندانی شدن کنجی...
حالا باید قدم به قدم نشون بدی که چرا کنجی به زندان رفت.
الان دیالوگ‌هات اطلاعات خاصی ندارن یه سری صحبت‌های روزانه‌ست. روی دیالوگ‌هات کار کن.
جزئیات و فضاسازی‌هات خوبن. تو باید یک معما طرح کنی رازها رو کشف کنی، از فلش بک استفاده کنی. حتی بنظرم می‌تونی وسط ماجرا دوباره به زندان و مشاوره برگردی و مثلا دکتر بپرسه خب اگه راست میگی چرا فولان ساعت و فولان روز به جای سانفرانسیسکو توی نیویورک بودی؟
تعلیق ایجاد کن.
 
حالشو داری یه رمان معرفی کنم بخونی؟
 
ببین ایده جدید لازم نیست.
شما برای نوشتن یک رمان معمایی اول باید یک هدف کلی تعیین کنی، مثلاً همین زندانی شدن کنجی...
حالا باید قدم به قدم نشون بدی که چرا کنجی به زندان رفت.
الان دیالوگ‌هات اطلاعات خاصی ندارن یه سری صحبت‌های روزانه‌ست. روی دیالوگ‌هات کار کن.
جزئیات و فضاسازی‌هات خوبن. تو باید یک معما طرح کنی رازها رو کشف کنی، از فلش بک استفاده کنی. حتی بنظرم می‌تونی وسط ماجرا دوباره به زندان و مشاوره برگردی و مثلا دکتر بپرسه خب اگه راست میگی چرا فولان ساعت و فولان روز به جای سانفرانسیسکو توی نیویورک بودی؟
تعلیق ایجاد کن.
خب
حرفتون خیلی بهم کمک کرد
یعنی میگین یک جوری پیچیده اش کنم
و دیالوگ هام رو بهتر کنم؟ و اگه درسته لطفا بگین چه شکلی دیالوگ هام رو بهتر کنم؟ از چه تکنیکایی استفاده کنم؟
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: malihe
  • cool
واکنش‌ها[ی پسندها]: malihe
خب
حرفتون خیلی بهم کمک کرد
یعنی میگین یک جوری پیچیده اش کنم
و دیالوگ هام رو بهتر کنم؟ و اگه درسته لطفا بگین چه شکلی دیالوگ هام رو بهتر کنم؟ از چه تکنیکایی استفاده کنم؟
آفریین
رو دیالوگ‌هات کار کن عمیق‌ترشون کن. توی دیالوگ‌هات سرنخ بذار.

اینم بخون توی فهمیدن قسمت روانشناختی اثرت خیلی کمک می‌کنه
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: TAAHA
آفریین
رو دیالوگ‌هات کار کن عمیق‌ترشون کن. توی دیالوگ‌هات سرنخ بذار.

اینم بخون توی فهمیدن قسمت روانشناختی اثرت خیلی کمک می‌کنه
باشه چشم
از رمان نصفش رو تقریبا خوندم
خیلی روم تاًثیر گذاشت
اوکیهه
 
  • cool
واکنش‌ها[ی پسندها]: malihe
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا پایین