دفتر تمرین تمرین | • کارگاه تمرین شعر مینیمال؛ از سکوت تا واژه •

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع (SINA)
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
نوشته‌ها
نوشته‌ها
1,537
پسندها
پسندها
8,566
امتیازها
امتیازها
503
سکه
2,237
•○°●‌| به نام خدای شاعران ‌|●°○•°

درود به همراهان تالار شعر 🌿 این تاپیک جاییه برای تمرین، آزمون، اشتباه کردن و آروم‌آروم نزدیک شدن به صدای شاعرانه‌ی خودمون.
قرار نیست اینجا شاهکار خلق بشه، قرار نیست همه‌چی کامل باشه. ما اینجا جمع شدیم تا یاد بگیریم چطور با کمترین واژه‌ها، بیشترین حس رو منتقل کنیم.
در تمرین‌های این کارگاه سعی می‌کنیم:
• ساده‌تر بنویسیم
• دقیق‌تر ببینیم
• کمتر توضیح بدیم
• و بیشتر «حس بسازیم»
اینجا حتی یه شعر کوتاه چندکلمه‌ای هم ارزشمنده، به شرطی که بتونه تصویر یا احساسی واقعی ایجاد کنه.
هر تمرینی که در بخش‌های آموزشی قرار می‌گیره، پاسخش رو در همین تاپیک ارسال کنید. مهم نیست مبتدی باشید یا باتجربه؛ این فضا برای تمرین و پیشرفت ساخته شده.
همچنین می‌تونید درباره‌ی آثار دیگران، نظر کوتاه، محترمانه و سازنده بنویسید تا همه در کنار هم رشد کنیم.
گاهی چند واژه‌ی کوتاه، بیشتر از یه شعر بلند در ذهن می‌مونند… پس اگه آماده‌اید سکوت رو به شعر تبدیل کنید، این‌جا نقطه‌ی شروع شماست 🌱

« مدیریت تالار شعر »​
 
رفت و از خاطر من خاطره‌هایش را برد
گفت برگشتی نیست
راست می‌گفت ولی
آینه در نظرم محو و کمی تار شده‌ست
هر نظر می‌فکنم
غرق اشک می‌نالد:
«آنکه مانده‌ست تویی
پس چرا این تصویر
که تو باید باشی
او که می‌گفتی، نیست.»
همزمان با آینه
غرق در غصه و اندوه شگرف
گریان می‌نالم:
«آینه، ای آینه.
پس از او در قلبم
و در این وادی سرگشتۀ تقدیرِ سیاهِ منِ بی‌تاب‌ترین
دیگر اکنون، منی در من نیست.»

*در تمرینات شرکت نداشتم و گاهی آموزش‌ها رو می‌دیدم. اما چیزی به ذهنم اومد و نوشتم. امیدوارم جاش درست باشه.
 
شب،
فریاد
می کشد
همراه من
نام تو را
ماه می تابد
به من اما،
محال است
پر کند جای تو را.
 
در دو روز زندگانی ، شب نصیب من شده
جمله جمله ، خرمن غم نصیب من شده
در خلاصهٔ زمانه ، پچ پچ های عاشقانه
منتها چه جاودانه ، ماتم است این آشیانه

شعر نو ، به سبک نیمایوشیج
 
شاید این هم بتونه شعر مینیمال به حساب بیاد.

امروز پاره‌ای از جگرم را،
در چاهی بی‌انتها انداختم.
لبخند می‌زنم؛
با روحی در خود فروپیچیده،
جریان گرم خون بر یک دست
و چاقوی اره‌ای کند در دست دیگر.
 
تمرین دوم

صندلی،
روبه‌روی من خالی ست.
قابِ عکس روی زمین مانده،
گل‌های گلدان پژمرده‌اند،
تاب بی‌حرکت مانده.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: (SINA)
رفت و از خاطر من خاطره‌هایش را برد
گفت برگشتی نیست
راست می‌گفت ولی
آینه در نظرم محو و کمی تار شده‌ست
هر نظر می‌فکنم
غرق اشک می‌نالد:
«آنکه مانده‌ست تویی
پس چرا این تصویر
که تو باید باشی
او که می‌گفتی، نیست.»
همزمان با آینه
غرق در غصه و اندوه شگرف
گریان می‌نالم:
«آینه، ای آینه.
پس از او در قلبم
و در این وادی سرگشتۀ تقدیرِ سیاهِ منِ بی‌تاب‌ترین
دیگر اکنون، منی در من نیست.»

*در تمرینات شرکت نداشتم و گاهی آموزش‌ها رو می‌دیدم. اما چیزی به ذهنم اومد و نوشتم. امیدوارم جاش درست باشه.
درود
فضای احساسی و گفت‌وگوی درونی شعرت خیلی قوی بود و حس خوبی منتقل می‌کرد.
فقط این شعر مینیمال نبود و با موضوع خیلی فاصله داشت؛ چون بیشتر روایت و توضیح در شعر دیده می‌شد. بیشتر شعر نو روایی بود.
اگه تصویرها کوتاه‌تر و فشرده‌تر می‌شدن شعر به فضای مینیمال نزدیک‌تر می‌شد.

شب،
فریاد
می کشد
همراه من
نام تو را
ماه می تابد
به من اما،
محال است
پر کند جای تو را.
فضای شاعرانه و چینش کوتاه سطرها، شعرتون رو به حال‌وهوای مینیمال نزدیک کرده بود 🌱
فقط بعضی بخش‌ها احساس رو مستقیم توضیح می‌دادن.
در شعر مینیمال معمولا تصویر، به‌جای توضیح احساس صحبت میکنه؛ اما فضای کلی شعر لطیف و دلنشین بود.

در دو روز زندگانی ، شب نصیب من شده
جمله جمله ، خرمن غم نصیب من شده
در خلاصهٔ زمانه ، پچ پچ های عاشقانه
منتها چه جاودانه ، ماتم است این آشیانه

شعر نو ، به سبک نیمایوشیج
شعرتون از نظر موسیقی و لحن حال‌وهوای نیمایی خوبی داشت 🌿
ولی خب فضاش بیشتر به شعر نو و نیمایی نزدیک بود تا مینیمال؛ چون شعر مینیمال معمولا کوتاه‌تر، ساده‌تر و تصویرمحورتره.
با این حال حس اندوه در شعر خوب منتقل شده بود.

شاید این هم بتونه شعر مینیمال به حساب بیاد.

امروز پاره‌ای از جگرم را،
در چاهی بی‌انتها انداختم.
لبخند می‌زنم؛
با روحی در خود فروپیچیده،
جریان گرم خون بر یک دست
و چاقوی اره‌ای کند در دست دیگر.
تصویرهای شعر قوی و تلخ بودن و فضای نمادین جالبی ساخته شده بود.
ولی با این حال متن بیشتر به نثر شاعرانه و شعر آزاد نزدیک بود تا مینیمال.
در شعر مینیمال معمولا تصاویر ساده‌تر و واژه‌ها کمتر هستند تا سکوت و فضای خالی بیشتر حس شود.
بی‌صبرانه منتظر تمرین‌های بعدی‌تون هستم 💐
 
عقب
بالا پایین