دین و مذهب ●▪︎روزشُمارِمُحَرَم|روزِنُهم▪︎●

.بَهاران..بَهاران. عضو تأیید شده است.

مدیرسوشال‌مدیا+مدیرتالار هنرومذهب+طراح‌وگوینده آز
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
گرافیست
مقام‌دار آزمایشی
فرشته زمینی
نوشته‌ها
نوشته‌ها
3,330
پسندها
پسندها
22,696
امتیازها
امتیازها
813
سکه
319
••اَلْحَمدُ اللهِ الَذی خَلَقَ الحُسيـــن (ع)••
الهی به امید تو ❤️


کافه‌نویسندگانی‌ها، سلام.

فرارسیدن فصل سرخ عاشقی
و ماهِ پیروزی ِخون بر شمشیر،
بر شما دلسوختگان حسینی تسلیت و تعزیت باد.

در این دهه‌ی پر از حزن و حماسه، بر آن شدیم تا هر روز با ایجاد یک تاپیک مجزا، قدم به قدم با کاروانِ عشق همسفر شویم.
اینجا "روزشمارِ واقعه" است؛
مجالی برای آنکه لحظه به لحظه بر آنچه در صحرای کربلا گذشت درنگ کنیم و از رویدادهایی بگوییم که تاریخ را به دو نیمه تقسیم کرد:
پیش از حسین و پس از حسین.

امروز، در این تاپیک،
به بازخوانی وقایع [روز ِنهم] محرم می‌پردازیم..

🌱🖤​


شما هم میتوانید دلنوشته، اشعار و روایات و محتواهای مرتبط با وقایع روز نهم محرم را با ما در این تاپیک به اشتراک بگذارید.
:gol narenji:


التماس دعا
🖤
"مدیریت هنر، فرهنگ و مذهب"
 

1. در روز نهم محرم (تاسوعای حسینی) شمر بن ذی الجوشن با نامه‏ای كه از عبیداللّه‏ داشت از "نُخیله" ـ كه لشكرگاه و پادگان كوفه بود ـ با شتاب بیرون آمد و پیش از ظهر روز پنجشنبه نهم محرم وارد كربلا شد و نامه عبیداللّه‏ را برای عمر بن سعد قرائت كرد.
ابن سعد به شمر گفت: وای بر تو! خدا خانه ات را خراب كند، چه پیام زشت و ننگینی برای من آورده‏ای. به خدا قسم! تو عبیداللّه‏ را از قبول آنچه من برای او نوشته بودم بازداشتی و كار را خراب كردی... .

2. شمر كه با قصد جنگ وارد كربلا شده بود، از عبیداللّه‏ بن زیاد امان نامه‌‏ای برای خواهرزادگان خود و از جمله حضرت عباس علیه السلام گرفته بود كه در این روز امان نامه را بر آن حضرت عرضه كرد و ایشان نپذیرفت.
شمر نزدیك خیام امام حسین علیه السلام آمد و عباس، عبداللّه‏، جعفر و عثمان (فرزندان امام علی علیه السلام كه مادرشان ام‏البنین علیه السلام بود) را طلبید. آنها بیرون آمدند، شمر گفت: از عبیداللّه‏ برایتان امان گرفته‏ام. آنها همگی گفتند: خدا تو را و امان تو را لعنت كند، ما امان داشته باشیم و پسر دختر پیامبر امان نداشته باشد؟!

3. در این روز اعلان جنگ شد كه حضرت عباس علیه السلام امام علیه السلام را باخبر كرد. امام حسین علیه السلام فرمود: ای عباس! جانم فدای تو باد، بر اسب خود سوار شو و از آنان بپرس كه چه قصدی دارند؟
حضرت عباس علیه السلام رفت و خبر آورد كه اینان مي‏گویند: یا حكم امیر را بپذیرید یا آماده جنگ شوید.
امام حسین علیه السلام به عباس فرمودند: اگر مي‏توانی آنها را متقاعد كن كه جنگ را تا فردا به تأخیر بیندازند و امشب را مهلت دهند تا ما با خدای خود راز و نیاز كنیم و به درگاهش نماز بگذاریم. خدای متعال مي‏داند كه من بخاطر او نماز و تلاوت قرآن را دوست دارم.
حضرت عباس علیه السلام نزد سپاهیان دشمن بازگشت و از آنان مهلت خواست. عمر بن سعد در موافقت با این درخواست تردید داشت، سرانجام از لشكریان خود پرسید كه چه باید كرد؟
"عمرو بن حجاج" گفت: سبحان اللّه‏! اگر اهل دیلم و كفار از تو چنین تقاضایی مي‏كردند سزاوار بود كه با آنها موافقت كنی.
عاقبت فرستاده عمر بن سعد نزد عباس علیه السلام آمد و گفت: ما به شما تا فردا مهلت مي‏دهیم، اگر تسلیم شدید شما را به عبیداللّه‏ مي‏سپاریم وگرنه دست از شما برنخواهیم داشت.

📚منبع:
ارشاد، شیخ مفید، ج2، ص89.
انساب الاشراف، ج3، ص184.
الملهوف، ص38.
ارشاد، شیخ مفید، ج2، ص91.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: آوین
اِی‌اَهلِ‌حَرَم‌میروعَلَمدارنَیامَد
سَقایِ‌حُسِین‌سَیِدوسالار‌نَیامد
🖤
 
گر نخیزی تو ز جا کارِ حسین سخت‌تر است
نگرانِ حرمم، آبرویم در خطر است

قامتِ خم‌شده را هر که ببیند گوید:
بی‌علمدار شده، دستِ حسین بر کمر است

داغِ اکبر رمق از زانوی من بُرد ولی
بی‌برادر شدن از داغِ پسر سخت‌تر است

دست از جنگ کشیدند و به من می‌خندند
تو که باشی به برم باز دلم گرم‌تر است

نیزه‌زار آمده‌ام یا تو پُر از نیزه شدی؟!
چو ملائک بدنت پُر شده از بال و پر است

پیشِ من با سرِ مُنشَق شده تعظیم نکن
که خدا هم ز وفاداریِ تو باخبر است

علقمه پُر شده از عطرِ گلِ یاس، بگو
مادرم بوده کنارت که حسین بی‌خبر است؟!

به تو از فاصلهٔ یک‌قدمی تیر زدند
قد و بالایِ رسا هم سببِ دردسر است

اصغر از هلهله کردن بدنش می‌لرزد
گر بداند که تو هستی کمی آرام‌تر است

تیرباران که شدی یادِ حسن افتادم
دستت افتاده ز تن، فرقِ تو شق‌القمر است

وعدهٔ ما به نوکِ نیزه به هر شهر و دیار
که به دنبالِ سرت خواهرمان رهسپر است

اشعار شب تاسوعا (نهم محرم) | سعید خرازی
 
  • broken heart
واکنش‌ها[ی پسندها]: رها؛
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 5)
عقب
بالا پایین