قفسه کتاب [ قفسه کتاب اختصاصی گربه سیاه ]

°°• به نام یزدان پاک •°°

قفسه‌کتاب جایی است برای کتاب‌هایی که ردّی عمیق در قلبمان بر جا گذاشته‌اند.

❇❇❇

915

❇❇❇

در این بخش می‌توانید تصویری از کتاب محبوبتان، یا فایل صوتی کوتاهی از بخشی از آن را به اشتراک بگذارید و احساسات و تجربه‌تان را درباره‌اش بیان کنید.
اگر دوست دارید، می‌توانید یک معرفی کوتاه نیز برای دیگران بنویسید تا بیشتر با دنیای آن کتاب آشنا شوند.


لطفا قوانین این بخش را رعایت کنید. (
کلیک کنید)




این تاپیک قفسه کتاب اختصاصی @گربه سیاه=)) می‌باشد، باقی کاربران اجازه‌ی ارسال مطلب در این تاپیک را ندارند.

« مدیریت تــالـــار ادبــیــات»
 
‌.
یادت است که گفتی دیگر دوستم نداری و من گفتم دیگر برایم مهم نیست؟
دروغ گفتم و تنها خدا می‌داند که چقدر گریه کردم بعد از آن.

دلنوشته سکوت فریاد | HIIIS
.
 
.
تنها با چشم دل می‌توان درست دید. چشم سر، نمی‌تواند چیز های مهم را ببیند.

شازده کوچولو | آدریان دوسنت اگزوپری
.
 
.
«هیچ چیز اهمیت نداشت، مگر اینکه خودت اجازه میدادی باشد.»

برادران‌هاثورن | جنیفر لین بارنز
.
 
.
«قهرمان امیدوارم دفعه بعد موفق بشی.»

سنگدل | مریسا مایر
(برای فاطمه نازم @Majnun)
.
 
.
«این که ندونی کجا داری میری، به این معنی نیست که گمشده باشی.»

پاندای بزرگ و اژدهای کوچک | جیمز نوربری
.
 
.
احتمالا صدها یا هزاران داستان وجود دارد. تاریخ، اسطوره‌ها، شعرها و ترانه‌ها. شاید خاطرات خدایان و ارواح به مرور زمان کم‌رنگ شود، ولی خاطرات کتاب‌ها تا ابد زنده باقی می‌ماند.

دختری که به اعماق دریا افتاد | اکسی اوه
.
 
.
درست است که همه آدم‌های قصه‌گو مادربزرگ نیستند، ولی همه مادربزرگ‌ها قصه‌گو هستند. Lagh

دختری که به اعماق دریا افتاد | اکسی اوه
.
 
عقب
بالا پایین