نویسندگان کانونی سازی؛ چشم داستان

.YEGANEH.

مدیرتالارموسیقی+مدیرآز نویسندگان+مترجم‌آز+خوناشام
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
مدیر آزمایـشی تالار
ژورنالیست
رمان‌خـور
ناظر آزمایشی
مقام‌دار آزمایشی
نوشته‌ها
نوشته‌ها
1,722
پسندها
پسندها
11,005
امتیازها
امتیازها
523
سکه
2,684
تا حالا شده یه صحنه رو از دید یه شخصیت بنویسید، ولی وسط نوشتن یهو متوجه بشید دارید چیزایی رو توضیح می‌دید که اون شخصیت اصلاً نمی‌تونه ازشون خبر داشته باشه؟
یا مثلاً دو شخصیت توی یه موقعیت واحد باشن، اما هرکدوم اون اتفاق رو یه جور متفاوت ببینن و برداشت کنن؟

اینجاست که بحث کانونی‌سازی وارد داستان می‌شه.
کانونی‌سازی در ساده‌ترین شکل یعنی بدونیم داستان از فیلتر نگاه چه کسی داره به مخاطب نشون داده می‌شه؛ چه کسی می‌بینه، چه چیزی می‌بینه، چه چیزهایی رو می‌دونه و از چه چیزهایی بی‌خبره.
نکته جالب اینجاست که کسی که داستان رو روایت می‌کنه لزوماً همون کسی که داستان رو می‌بینه نیست.
همین تفاوت ساده می‌تونه روی میزان اطلاعات مخاطب، تعلیق، غافلگیری، همدلی با شخصیت‌ها و حتی برداشت ما از حقیقت داستان تأثیر بذاره.

توی این راه قراره قدم‌به‌قدم با کانونی‌سازی آشنا بشیم؛ اول مفهومش رو یاد می‌گیریم و انواعش رو بررسی می‌کنیم، بعد می‌ریم سراغ کاربردش در داستان و در نهایت با مثال و تمرین، خودمون دست به کار می‌شیم.
قرار نیست فقط یه اصطلاح ادبی یاد بگیریم؛ هدف اینه که آخر این مجموعه بتونیم آگاهانه تصمیم بگیریم «چشم داستان» کجا باشه و مخاطب قراره دنیا رو از نگاه چه کسی تجربه کنه.

پس اگر دوست دارید بدونید توی داستانتون دقیقاً چه کسی می‌بینه، چه کسی می‌دونه و چه کسی روایت می‌کنه، با ما همراه باشید. ✍🏻📚
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Tiam.R
کانونی‌سازی چیست؟
وقتی داریم یک داستان می‌نویسیم، معمولاً درباره‌ی زاویه دید زیاد صحبت می‌کنیم؛ اول‌شخص، سوم‌شخص، دانای کل و...
اما یه سوال مهم وجود داره که شاید کمتر بهش توجه کرده باشیم:
چه کسی داستان رو روایت می‌کنه و چه کسی داره اتفاقات رو می‌بینه؟
این دوتا همیشه یکی نیستن.
اینجاست که مفهوم کانونی‌سازی وارد داستان می‌شه.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Tiam.R
کانونی‌سازی یعنی مشخص کنیم اطلاعات و اتفاقات داستان از فیلتر ادراک چه کسی به مخاطب منتقل می‌شن. یعنی ببینیم چه کسی می‌بینه، چه چیزی می‌بینه، چه چیزهایی رو می‌دونه و از چه چیزهایی خبر نداره.
برای مثال، فرض کنید داستان با راوی سوم‌شخص نوشته شده:
«سارا وارد اتاق شد. مردی را دید که کنار پنجره ایستاده بود. نمی‌دانست که چند دقیقه قبل، او نامه‌ای را از کشوی میز برداشته است.»
اینجا راوی سوم‌شخص داره داستان رو تعریف می‌کنه، اما بخشی از روایت از محدودیت اطلاعاتی سارا عبور می‌کنه؛ چون سارا نمی‌دونه مرد قبل از ورودش چه کاری انجام داده، اما راوی و مخاطب از اون خبر دارن.​
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Tiam.R
حالا همین صحنه رو از نگاه خود سارا ببینیم:
«سارا وارد اتاق شد. مردی کنار پنجره ایستاده بود. نمی‌دانست چرا آنجاست. نگاهش برای لحظه‌ای روی کشوی نیمه‌باز میز ماند، اما چیزی به ذهنش نرسید.»
اینجا اتفاقات از فیلتر ادراک سارا به ما منتقل می‌شن. ما فقط چیزهایی رو می‌بینیم که سارا می‌بینه و از چیزهایی خبر داریم که خودش می‌دونه یا می‌تونه درک کنه.​
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Tiam.R
پس تفاوت اصلی اینجاست:
زاویه دید بیشتر به این مربوط می‌شه که داستان با چه شکل و قالبی روایت می‌شه؛ مثلاً اول‌شخص یا سوم‌شخص.
اما کانونی‌سازی به این مربوطه که اطلاعات داستان از فیلتر ادراک چه کسی به ما می‌رسه.
به زبان خیلی ساده:
راوی: چه کسی داستان را می‌گوید؟
کانونی‌ساز: چه کسی داستان را می‌بیند و تجربه می‌کند؟
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Tiam.R
مثلاً ممکنه یک داستان با راوی سوم‌شخص نوشته شده باشه، اما تمام اتفاقات رو فقط از نگاه سارا ببینیم. در این حالت، راوی سوم‌شخصه، ولی سارا کانونی‌ساز داستانه.
یا ممکنه راوی سوم‌شخص از ذهن چند شخصیت مختلف عبور کنه و اطلاعات هرکدوم رو در اختیار ما بذاره. اینجا کانونی‌سازی می‌تونه بین شخصیت‌ها جابه‌جا بشه.​
 
بنابراین وقتی درباره کانونی‌سازی صحبت می‌کنیم، در واقع داریم درباره‌ی چشم داستان حرف می‌زنیم؛ درباره‌ی اینکه مخاطب قرار است جهان داستان را از پشت چشم چه کسی ببیند و چقدر از آن جهان را بشناسد.​
 
راوی و کانونی‌ساز؛ دو نقش متفاوت در روایت
در پارت قبل گفتیم که کانونی‌سازی با زاویه دید یکی نیست و یک تفاوت مهم بین این دو وجود داره.
حالا وقتشه بریم سراغ یکی از مهم‌ترین نکته‌ها در بحث کانونی‌سازی:
راوی و کانونی‌ساز همیشه یک نفر نیستند.
 
برای اینکه این موضوع رو راحت‌تر بفهمیم، فقط کافیه دو سؤال از خودمون بپرسیم:
چه کسی داستان رو روایت می‌کنه؟
و
چه کسی داره جهان داستان رو می‌بینه؟
جواب سؤال اول، ما رو به راوی
جواب سؤال دوم، ما رو به کانونی‌ساز

راوی کسیه که داستان رو برای ما تعریف می‌کنه اما کانونی‌ساز کسیه که اطلاعات داستان از فیلتر نگاه و ادراک اون به ما می‌رسه.​
 
مثلاً فرض کنید داستان این‌طوری شروع بشه:
«مریم وارد اتاق شد. مردی کنار پنجره ایستاده بود. او نمی‌دانست که مرد، چند دقیقه قبل، نامه‌ای را از روی میز برداشته است.»
اینجا یک راوی سوم‌شخص داریم که داستان رو برای ما تعریف می‌کنه.
اما اگر روایت بیشتر اتفاقات رو از نگاه مریم دنبال کنه، مریم کانونی‌ساز داستانه.
یعنی ما اتاق رو از چیزی که مریم می‌بینه می‌شناسیم، مرد رو از چیزی که مریم متوجه می‌شه می‌بینیم و احساسات و برداشت‌های مریم روی تجربه ما از صحنه تأثیر می‌ذاره.​
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 4)
عقب
بالا پایین