نویسندگان کانونی سازی در روایت

.YEGANEH..YEGANEH. عضو تأیید شده است.

مدیرتالارموسیقی+مدیرآز نویسندگان+مترجم‌آز
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
مدیر آزمایـشی تالار
ژورنالیست
رمان‌خـور
مقام‌دار آزمایشی
نوشته‌ها
نوشته‌ها
1,891
پسندها
پسندها
12,097
امتیازها
امتیازها
523
سکه
3,324
كانون سازی، انتخاب كانون ديدی است كه از طريق آن، افراد و وقايع داستانی مورد مشاهده قرار مي گيرد. اما چه نيازی به افزودن اصطلاح فنی ديگری است وقتی زاويه ديد همان مسائل را عنوان می كند؟ بايد گفت كه در مطالعات مربوط به زاويه ديد، بيشتر، راوی مركز توجه است
ولی در مطالعات كانون سازی هر كدام از شخصيت‌ها را هم‌پای راوی مدرک و بيننده‌ای خاص از داستان بـه حسـاب می‌آوريم كه ادراک او دريچه ای تقريباً هم‌سنگ دريچه راوی به دنيای داستانی و قضـايای آن می‌گشايد. پس صـرف لحاظ كردن مطالعات كانون سازی در كنار مطالعات روايتگری، چـند صدایی بودن روايت را نيز توجيه می‌كند. علاوه بر آن در لحظاتی كه قطعاً نمی‌توانيم ادراكی را به راوی منتسب بدانيم اما لفظ، لفظ آشنای راويی است، كانـون سـازی توضيح می‌دهد كه ادراک عامل ديگری از طريق كلام راوی گزارش شده‌ است.
 
آخرین ویرایش:
یکی از تجارب مهم ولی نا آگاهانه ما هنگام خواندن و یا شنیدن روایت این است که دیدگاهی انتخاب می کنیم و از آن دریچه به وقایع شخصیت‌ها و زمینه روایت می نگریم. گاهی این تجربه چنان محسوس است که به طور ناخودآگاه بین کسی که داستان را می گوید و کسی که منظر او را فرض گرفته ایم و با او هم‌ذات پنداری می‌کنیم نوعی فاصله احساس میکنیم .
مسائلی از این قبیل به کانون سازی در روایت و تفاوت آن با روایتگری باز می گردد.​
 
آخرین ویرایش:
دو گانگی بین این دو مفهوم اساساً ماهیتی روایت شناسانه دارد و درک مفهومی روایت شناسانه چـــون کانون سازی مستلزم دانستن این واقعیت است که در نظریه های ساختگر ابرای روایت دو سطح قائل می شویم
یکی سطح داستان و دیگری کلام
 
آخرین ویرایش:
داستان همان مجموعه وقایعی است که اتفاق افتاده است تمام دیده ها شنیده ها و گفته ها و سایر ادراکات و تجربه های اشخاصی که در دنیای خیالی داستان حضور دارند کلام بازگویی این مجموعه وقایع است که از طریق متن راوی بدان دست می یابیم​
 
آخرین ویرایش:
مطالعه کانون سازی این امکان را پیش روی ما می گذارد که با مطالعه متن به بازشناسی دریچه ای بپردازیم که داستان از طریق آن دیده می شود؛ اینکه وقایع و موجودات داستان از چه دیدگاه ادراکی احساسی مشاهده ادراک و ارزیابی شده و اطلاعات داستانی به چه شیوه ای در متن به خواننده منتقل شده اند.​
 
آخرین ویرایش:
تعاریف و رده بندی ژنت از کانون سازی و کاستیهای آن

سؤالی که ممکن است در اینجا در ذهن خواننده شکل بگیرد این است که چرا در اینجا برای مطالعه منظر روایی از مطالعات دیدگاه کمک نمیگیریم و آیا مطالعات دیدگاه برای این منظور بسنده نیست.
 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Ghal'e
تمایز عمده بین مطالعات دیدگاه و کانون سازی این است که صرف مطرح کردن مفهوم کانون سازی در بردارنده این مهم است که بین گفتن و دیدن در روایت ، تفاوت عمده ای وجود دارد؛ که به تمایز بین دیدن و گفتن در روایت پرداخت و بدین ترتیب دو عامل کانون ساز و روایتگر را در مقابل هم قرار داد ژرار ژنت بود.
 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Ghal'e
او با مطرح کردن این تقابل سعی داشت از خلط شایع دو مفهوم «شیوه روایی» و «صدای روایی» بپرهیزد که اولی به کانون سازی در روایت و دومی به روایتگری بر می گردد. طبق این تمایز سطحی که در هر روایت آشکارا قابل دستیابی است، رسانه کلامی یا روایتگری است. در سطح روایتگری راوی یا صدای روایت همه چیز را درباره وقایع، شخصیت‌ها و موقعیت‌ها به لفظ در می آورد.
 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Ghal'e
البته راوی می تواند علاوه بر بازگویی وقایع، خود بیننده جهان داستانی نیز باشد که در آن صورت، راوی و کانون ساز در یک عامل بر هم منطبق می‌شوند و نمی‌توان آن دو سطح را از هم بازشناخت.
به دلیل همین انطباق مرجعیت روایی و جهتگیری روایی بر یک عامل گاهی تمایز بین دو فعالیت روایتگری و کانون سازی صرفاً تمایزی نظری است
 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Ghal'e
راوی نه تنها آنچه را خود می بیند احساس و ارزیابی می کند؛ بیان میکند بلکه عاملی است و البته تنها عامل قابل دستیابی است که دیده‌ها احساسات و ادراكات موجودات داستانی را منعکس می سازد.
صدای راوی است که در سرتاسر روایت شنیده میشود و طبق اظهار نظر سوزان فلايشمن تغییرات مربوط به کانون سازی تنها باعث تغییر در ادراکی می شود که به روایت سمت و سو می دهد و تغییری در صدای روایی ایجاد نمیکند.
 
آخرین ویرایش:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Ghal'e
عقب
بالا پایین