در بسیاری از متنها، ابهام یا بهعنوان یک خطا دیده میشود یا بهعنوان یک زینت روشنفکرانه.
اما در روایتنویسی جدی، ابهام نه خطاست و نه زینت؛ ابزار است.
ابزاری برای اینکه مخاطب فقط «اطلاعات» نگیرد، بلکه درگیرِ ساختن معنا شود.
نویسندهای که ابهام را درست به کار میگیرد، متنش را مبهم نمیکند تا نامفهوم شود؛
بلکه فضا میسازد تا خواننده همزمان بفهمد، شک کند، و دوباره بفهمد.
این فرقِ اصلی میان یک اثر زنده و یک متن شلخته است
اما در روایتنویسی جدی، ابهام نه خطاست و نه زینت؛ ابزار است.
ابزاری برای اینکه مخاطب فقط «اطلاعات» نگیرد، بلکه درگیرِ ساختن معنا شود.
نویسندهای که ابهام را درست به کار میگیرد، متنش را مبهم نمیکند تا نامفهوم شود؛
بلکه فضا میسازد تا خواننده همزمان بفهمد، شک کند، و دوباره بفهمد.
این فرقِ اصلی میان یک اثر زنده و یک متن شلخته است