طالع بینی انواع قهر

عجیبه خانوم

مدیر ادبیات+مترجم‌آزمایشی+مقاله‌نویس
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
ژورنالیست
مشاور
تیم‌تعیین‌سطح
مقام‌دار آزمایشی
نویسنده نوقلـم
نوشته‌ها
نوشته‌ها
4,834
پسندها
پسندها
25,121
امتیازها
امتیازها
903
سکه
1,851
قهر انفجاری:
اگر این مدل قهر نصیبت شده، بدان که طرف مقابل اول ناراحت می‌شود، بعد عصبانی می‌شود و در نهایت تمام اتفاقات پنج سال گذشته را هم به پرونده اضافه می‌کند. ممکن است دعوا از یک «چرا جواب ندادی؟» شروع شود، اما در عرض چند دقیقه به «تو از اولش هم همین بودی» برسد. در این نوع قهر، هر جمله‌ی جدید می‌تواند یک موضوع جدید باز کند و اگر بگویی «باشه»، احتمالاً باید آماده‌ی شنیدن «باشه یعنی چی؟» هم باشی. آشتی هم معمولاً زمانی اتفاق می‌افتد که هر دو طرف خسته شده‌اند و دیگر انرژی ادامه دادن ندارند.
 
قهر سکوتی:
این نوع قهر از خطرناک‌ترین مدل‌هاست، چون هیچ‌کس دقیقاً نمی‌داند چه اتفاقی افتاده است. طرف مقابل فقط یک روز متوجه می‌شود جواب‌ها کوتاه شده، لحن تغییر کرده و کلمه‌ی «باشه» بیش از حد تکرار می‌شود. اگر بپرسی «چیزی شده؟»، جواب می‌شنوی «نه»؛ ولی همان «نه» آن‌قدر سنگین است که می‌توانی صدای بسته شدن درهای رابطه را بشنوی. در این مدل قهر، شخص ناراحت ترجیح می‌دهد تو خودت کشف کنی چه کرده‌ای؛ انگار وارد مسابقه‌ی حدس و معما شده‌ای و جایزه‌ات اجازه‌ی آشتی است.
 
قهر استوری‌ای:
در این مدل، شخص قهر است ولی نمی‌تواند از اطلاع‌رسانی عمومی صرف‌نظر کند. یک استوری منتشر می‌شود با جمله‌ای مثل «گاهی باید از بعضی آدم‌ها فاصله گرفت» و همه می‌دانند منظور دقیقاً یک نفر است، جز همان یک نفر که هنوز نمی‌داند باید خودش را مخاطب بداند یا نه. چند دقیقه بعد بررسی می‌شود که چه کسانی استوری را دیده‌اند و مهم‌تر از همه، آیا شخص موردنظر دیده یا نه. اگر دیده و جواب نداده باشد، قهر دو مرحله ارتقا پیدا می‌کند؛ اگر ندیده باشد، احتمال دارد استوری دوم با شدت بیشتری منتشر شود.
 
قهر «خودت باید بفهمی»:
در این نوع قهر، هیچ توضیحی ارائه نمی‌شود، چون از نظر شخص ناراحت، توضیح دادن یعنی پایین آوردن سطح توقعات. سؤال می‌کنی «چی شده؟» و جواب می‌گیری «هیچی». دوباره می‌پرسی «از دستم ناراحتی؟» و می‌شنوی «نه». در نهایت با هزار حدس و گمان به این نتیجه می‌رسی که شاید مشکل از یک جمله، یک نگاه، یک پیام یا حتی یک لایک بوده باشد. اگر بعداً اشتباه حدس بزنی، تازه می‌فهمی که امتحان را هم اشتباه جواب داده‌ای.
 
قهر لایک‌نکردنی:
در این مدل، شخص هنوز استوری‌هایت را می‌بیند، پست‌هایت را هم احتمالاً می‌بیند، اما ناگهان لایک کردن ممنوع می‌شود. این حرکت ظاهراً ساده، در ذهن طرف مقابل تبدیل به یک عملیات اطلاعاتی می‌شود. «دید ولی لایک نکرد» تبدیل به موضوع تحلیل شبانه می‌شود و حتی ممکن است دوستان هم برای بررسی وضعیت وارد پرونده شوند. اگر بعد از چند روز یک لایک ناگهانی دریافت کنی، بدان که این فقط یک لایک نیست؛ این می‌تواند نشانه‌ی پایان آتش‌بس و آغاز مذاکرات صلح باشد.
 
قهر با «باشه»:
اینجا کلمه‌ی «باشه» دیگر معنای معمول خودش را ندارد. «باشه» اول یعنی ناراحتم، «باشه» دوم یعنی خیلی ناراحتم، «باشه» سوم یعنی فعلاً چیزی نمی‌گویم و «باشه، هر طور راحتی» یعنی احتمالاً چند ساعت آینده برایت بسیار طولانی خواهد بود. طرف مقابل هم معمولاً دیر متوجه می‌شود که این «باشه»ها با هم فرق دارند. وقتی بالاخره متوجه می‌شود، دیگر دیر شده و باید از مرحله‌ی توضیح وارد مرحله‌ی عذرخواهی شود.
 
قهر غروری:
در این مدل، هر دو نفر دلشان می‌خواهد آشتی کنند، اما هیچ‌کدام حاضر نیستند اولین پیام را بفرستند. گوشی هر دو نفر بارها چک می‌شود، صدای هر اعلان با هیجان بررسی می‌شود و حتی ممکن است یکی از طرفین چندین بار متن پیام بنویسد و پاک کند. مشکل اینجاست که هر دو منتظرند دیگری قدم اول را بردارد و در نهایت ممکن است یک موضوع ساده به یک سکوت تاریخی تبدیل شود. اگر بالاخره یکی پیام بدهد، احتمالاً با یک جمله‌ی کاملاً بی‌ربط شروع می‌کند؛ مثلاً «راستی اون چیزی که پیشت بود کجاست؟» و هر دو وانمود می‌کنند که اصلاً منتظر همین پیام بودند.
 
قهر نمایشی:
در این نوع قهر، هدف فقط ناراحت بودن نیست؛ باید همه بفهمند که ناراحت هستی. راه رفتن با اخم، گذاشتن گوشی روی میز با شدت خاص، جواب دادن با لحن سرد و جملات کوتاه، همه بخشی از برنامه است. حتی ممکن است شخص در جمع کاملاً عادی رفتار کند، اما درست وقتی فرد موردنظر نزدیک می‌شود، ناگهان سکوت سنگینی برقرار شود. اگر کسی بپرسد «چیزی شده؟»، جواب می‌دهد «نه بابا»؛ چون قرار نیست مستقیم اعلام شود، قرار است مخاطب خودش متوجه عمق فاجعه شود.
 
قهر الکی:
این مدل قهر با یک سوءتفاهم کوچک شروع می‌شود و گاهی حتی خود شخص هم بعداً یادش نمی‌آید چرا ناراحت شده بود. ممکن است اول با اطمینان بگوید «من دیگه باهاش حرف نمی‌زنم»، اما چند ساعت بعد دلش تنگ شود و همچنان به خاطر حرفی که خودش زده، نتواند برگردد. در نهایت یک بهانه‌ی کاملاً بی‌ربط پیدا می‌کند تا دوباره سر صحبت باز شود. مثلاً درباره‌ی هوا، غذا، یک وسیله یا حتی یک سؤال که جوابش را خودش هم می‌داند پیام می‌دهد؛ چون آشتی باید اتفاق بیفتد، ولی نه آن‌قدر واضح که اسمش را آشتی بگذاریم.
 
قهر طولانی‌مدت:
این قهر دیگر یک ناراحتی ساده نیست؛ تبدیل به سبک زندگی می‌شود. هفته‌ی اول همه منتظر آشتی‌اند، هفته‌ی دوم همه می‌گویند «خب شاید دیگه تموم شده»، هفته‌ی سوم خود شخص هم یادش می‌رود دقیقاً چرا قهر کرده، اما چون مدت زیادی گذشته، دیگر نمی‌تواند بی‌دلیل برگردد. بعد از مدتی اگر کسی بپرسد «هنوز باهاش قهری؟»، جواب می‌دهد «آره» و خودش هم نمی‌داند چرا. در این مرحله، قهر از یک واکنش احساسی تبدیل به یک پروژه‌ی بلندمدت شده که هیچ‌کس جرئت ندارد پایانش را اعلام کند.
 
عقب
بالا پایین