• تو برای من چیزی بیشتر از یک نامی؛ تو آرامش دل منی. 🌿


 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
  • گاهی تمام روز را فقط با یاد تو سر می‌کنم. 🌸


 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
  • دلم می‌خواهد روزی برسد که هیچ فاصله‌ای میان دست‌های ما نباشد. 🤍


 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
  • با تو حتی سکوت هم معنای تازه‌ای پیدا می‌کند. ✨


 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
  • وقتی نامت را می‌نویسم، انگار جهان کمی مهربان‌تر می‌شود. 🌹


 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
  • آیدا، گاهی فقط با فکر کردن به تو، تمام خستگی روز از دلم می‌رود. 🌙


 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Z A H R A
از کتاب آهن‌ها و احساس
  • مرغ دریا۱
خوابيد آفتاب و جهان خوابيد
از برج فار، مرغک دريا، باز
چون مادری به مرگ پسر، ناليد.

گريد به زير چادر شب، خسته
دريا به مرگ بخت من، آهسته.
 
از کتاب آهن‌ها و احساس
  • مرغ دریا۲
سر کرده باد سرد، شب آرام است.
از تيرهٔ آب - در افق تاريک -
با قارقار وحشی اردک‌ها
آهنگ شب به گوش من آيد؛ ليک
در ظلمت عبوس لطيف شب
من در پی نوای گُمی هستم.
زين‌رو، به ساحلی که غم‌افزای است
از نغمه‌های ديگر سرمستم.
 
از کتاب آهن‌ها و احساس
  • مرغ دریا۳
می‌گيردم ز زمزمهٔ تو، دل.
دريا! خموش باش دگر!
دريا،
با نوحه‌های زير لبی، امشب
خون می‌کنی مرا به جگر...
دريا!
خاموش باش! من ز تو بيزارم
وز آه‌های سرد شبانگاهت
وز حمله‌های موج کف‌آلودت
وز موج‌های تيرهٔ جانکاهت...
 
از کتاب آهن‌ها و احساس
  • مرغ دریا۱|۴
ای ديدهٔ دريدهٔ سبز سرد!
شب‌های مه‌گرفتهٔ دم‌کرده،
ارواح دورماندهٔ مغروقین
با جثهٔ کبود ورم‌ کرده
بر سطح موج‌دار تو می‌رقصند...
با ناله‌های مرغ حزين شب
اين رقص مرگ، وحشی و جان‌فرساست
از لرزه‌های خستهٔ اين ارواح
عصيان و سرکشی و غضب پيداست.
 
عقب
بالا پایین