دلنوشته عباس معروفی | انجمن کافه نویسندگان

دست‌ هات را
که باز کنی،
به هیچ جا بند نیستم،
سقوط می‌کنم ...
 
من فقط نگاهش می‌کردم،
این همه قشنگی کجای خلقت پنهان شده بود که حالا یکباره همه‌اش بریزد توی بغلم!
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Medusa
عقب
بالا پایین