همگانی [ حرف حساب ]

هیچ وقت با رفتارت منو تو موقعیتی قرار نده که مجبور شم بهت ثابت کنم همونقدری که میتونم دوست داشته باشم میتونم نسبت بهت سرد باشم و طوری رفتار کنم که شک کنی اصلا علاقه‌ای وجود داره.
 
ولی آدم باید یکیو داشته باشه که خودشو بخاطرش جمع و جور کنه ،
پولاشو جمع کنه ،
پس انداز کنه ،
هدیه بخره ،
یه کارایی رو انجام نده یه اخلاقایی رو ترک کنه ،
به خودش برسه ،
به خودش بیاد ،
انگیزه برای پیشرفت پیدا کنه ،
خودشو دوست داشته باشه
و به زندگی جدی تر‌ نگاه کنه نه از ترسش باشه ها فقط بخاطر وجود خود طرف باشه ،
اگه یکیو که پیدا کردید که این حسارو بهش داشتید ترکش نکنید ، اون یک گنجه .
:)
 
از عشقت دست نکش حتی اگه بد باشه؛
مهم اینه خودت دوسش داری
حس دوست داشتن در زندگی مهم تر از خوشبختی بدونِ عشق است
 
وقتی کنارم نیستی،
شهر همان شهر است،
خیابان‌ها همان خیابان‌ها،
اما هیچ‌چیز
سر جای خودش نیست.
انگار جهان،
مهم‌ترین واژه‌اش را گم کرده باشد
 
تو را آن‌گونه دوست دارم
که درخت، باران را؛
بی‌صدا،
بی‌ادعا،
و با تمام ریشه‌هایش.
حتی اگر هیچ‌کس نفهمد
چگونه زنده مانده‌ام،
من می‌دانم
دلیل نفس کشیدنم،
حضور آرام تو بوده است
 
من از عشق،
معجزه نمی‌خواهم.
کافی‌ست
هر بار که دنیا خسته‌ام می‌کند،
شانه‌ای از تو باشد،
نگاهی از تو باشد،
و سکوتی که فقط میان من و تو معنا دارد
 
اگر روزی از من بپرسند وطن کجاست،
نام تو را خواهم برد.
زیرا انسان،
هر جا که قلبش آرام بگیرد،
همان‌جا وطن اوست.
و قلب من،
سال‌هاست در تو اقامت دارد
 
دوستت دارم؛
نه چون کامل‌ترین انسانی،
بلکه چون در کنار تو،
جهان کامل‌تر به نظر می‌رسد.
هر بار که دستت را می‌گیرم،
انگار تمام راه‌های گم‌شدهٔ زندگی،
به خانه ختم می‌شوند
 
عقب
بالا پایین