دفترچه خاطرات [ دفترچه خاطرات فاطیما تانیا ]

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع دستان
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
من اصلا گریه نمیکنمم g59743_
 
اکنون پله هارا با شوق می‌گذرانم. حتی از آسانسور هم استفاده نکردم.
این اولین مسابقه والیبال من است که تنهایی به آن می‌روم.
خیلی استرس دارم زیرا با هر اشتباه همه اعضای تیمم را به زیر می‌کشانم.
حالا که توی ماشینم، استریک بیشتر شده‌.
ایشالا سر افکنده نشوم.
 
اکنون پله هارا با شوق می‌گذرانم. حتی از آسانسور هم استفاده نکردم.
این اولین مسابقه والیبال من است که تنهایی به آن می‌روم.
خیلی استرس دارم زیرا با هر اشتباه همه اعضای تیمم را به زیر می‌کشانم.
حالا که توی ماشینم، استریک بیشتر شده‌.
ایشالا سر افکنده نشوم.
تا الان 2 تا بازی داشتیممم
اولیور باختیم دومینو بردیم
هم‌همه سالن و صدای تشویق با هم فاطیما
 
عقب
بالا پایین