مشاعره | مشاعره با اشعار مـولانا |

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع m.amir
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
با درد بساز چون دوای تو منم
در کس منگر که آشنای تو منم
گر کشته شوی مگو که من کشته شدم
شکرانه بده که خون‌بهای تو منم
ما کشتگان عشقیم بر خاک ره فتاده
ما را چنین گذاری در رهگذار تا کی
 
یک دم غم جان دار غم نان تا کی
وز پرورش این تن نادان تا کی
اندر ره طبل اشکم و نای و گلو
این رنج ز نخ به ضرب دندان تا کی
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: آوین
یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
به وداعی دل غم دیده ما شاد نکرد
 
تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای تو

پرده غنچه می‌درد خنده دلگشای تو
 
عقب
بالا پایین