عکس شخصیتها جناب!درود
متوجه منظورتون نشدم. برای کاور تبلیغاتی و جلد درخواست دادید یا عکس شخصیتای رمان؟
عکس شخصیتها جناب!درود
متوجه منظورتون نشدم. برای کاور تبلیغاتی و جلد درخواست دادید یا عکس شخصیتای رمان؟
سلام درخواست جلد کاور شخصیتی رمان رو داشتم.
نوشته در موضوع 'رمان در ریسمان اقیانوس | سیده نرگس مرادی خانقاه' https://forum.cafewriters.xyz/threads/39726/post-480307

سلام درخواست عکس شخصیت ها رمان لوکاتیانا
لینک:https://forum.cafewriters.xyz/threads/46559/
درخواست شخصیت داستانی رو داشتم.
موضوع 'رمان گریز از مرکز دور | اثر سیده نرگس مرادی خانقاه' https://forum.cafewriters.xyz/threads/46158/
سلام
درخواست عکس شخصیتهای رمانم رو دارم
لوسیان آمبریا
جادهی سلطنتی با سنگفرشهای ترکخورده و پیچهای ملایم تا افقهای دوردست امتداد یافته بود. چرخهای ساییدهشدهی گاری، حین حرکت جیرجیر صدا میدادند.
آفتابِ سوزان، بیرحمانه بر سرش میتابید. لوسیان از بوی عرق تندی که سر میداد، کلافه شده بود. قطراتِ عرق، پوستِ گندمگونش را پوشانده بود و باعث میشد در زیر نورِ آفتاب بدرخشد.
چرخِ گاری روی سنگی رفت و باعث شد گاری با خیمهاش تکانِ شدیدی بخورد.
ناگهان نالهای ظریف و دخترانه از داخلِ گاری به هوا برخاست:
«آخ، سرم... اینجوری گاری روندنِ تو ما رو به کشتن میده برادر، اون هم قبل از اینکه ما به آلوانیور برسیم.»
پردهها را کنار زد و سرش...
- Matthew+
- پاسخها: 15
- تالار: رمانهای درحال تایپ