میدونم میایی مثل این چند وقت بازم صبر میکنم آنقدر صبر میکنم که بیایی
نشونی آشنایی مونم این نباشه که شونههامون به هم بخوره و برگه هام بریزه یا با ماشین بهم بزنیم و تصادف بشه
آخه اینا خیلی کلیشهای شده
بیا قرار بزاریم جایی که قراره همو ببینیم یه مکان تاریخی باشه یا یه روز که از شدت افکارم...
عمیقاً دلم میخواد یکی پیدا بشه و دستمو بگیره و ببره یه جای دور نه دور نه یه جا که هیچکس نباشه
حتی اگه بعدشم پشیمون شدم اشکال نداره اینم میشه یه زخم دیگه بیشتر از اینه؟