مشاوره فعال مشاوره‌ی شعر | مشاور sina

به نام یزدان پاک


نویسنده قلم را در دست می‌گیرد تا جان سخن بگوید و روح بشر را در کالبد کلمات بدمد. اما مشاور، همچون یک مهندس باتجربه مسیر ساخت این بنای باشکوه را هموار می‌سازد و از استحکام و زیبایی نهایی آن اطمینان حاصل می‌کند.

لطفاً با مشاور خود نهایت همکاری را داشته باشید، هماهنگی، پیگیری و ارائه‌ به‌موقع موارد لازم، شرط پیشرفت درست و استاندارد فرایند است.

این مقررات جهت حفظ کیفیت اثر، صیانت از استانداردهای کاری و تضمین روند صحیح تولید در نظر گرفته شده است.

درخواست دهنده: @ایراندخت
مشاور: @(SINA)
موضوع: ایده
لینک اثر

موفق باشید ☘️
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: (SINA)
درود
امیدوارم همکاری پرباری کنار هم داشته باشیم. خوش اومدین -118-"{} حالا بفرمایین در کدوم قسمت از شعرتون نیاز به مشاوره دارین؟
 
سلام مرسی ممنونم
یه مشکلی دارم اینه که بنظرتون قسمت‌های اول شعر رو تغییر بدم؟
و اینکه بقیه‌ی موضوع شعر رو چطور ادامه بدم؟
تو انتخاب جلد دیوان هم موندم؟
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: (SINA)
سلام مرسی ممنونم
یه مشکلی دارم اینه که بنظرتون قسمت‌های اول شعر رو تغییر بدم؟
و اینکه بقیه‌ی موضوع شعر رو چطور ادامه بدم؟
تو انتخاب جلد دیوان هم موندم؟
سلام، خواهش می‌کنم -118-"{}
به نظرم مجموعه فضای عاشقانه‌ی یکدست و دلنشینی داره و از نظر لحن و احساس انسجام خوبی بین غزل‌ها دیده میشه.
درباره‌ی ابتدای شعرها، فکر می‌کنم بد نیست بعضی بیت‌های اول رو بازنگری کنی. دلیلش اینه که در چند غزل این بیت‌ها از نظر مضمون و تصویر به هم نزدیک هستن؛ مثل آمدن یار، روشن شدن جهان، شکفتن باغ و از بین رفتن غم. اگه تو برخی غزل‌ها برای شروع از تصاویر یا فضاهای متفاوت‌تری استفاده بشه، تنوع دیوان بیشتر میشه و هر غزل هویت مستقل‌تری پیدا می‌کنه.
برای ادامه‌ی دیوان هم پیشنهاد می‌کنم فقط روی توصیف وصال و زیبایی معشوق نمونی. می‌تونی به موضوعاتی مثل پختگی عشق، ترس از دست دادن، وفاداری، گذر زمان و تاثیر عشق بر زندگی یا حتی نگاه عرفانی‌تر به عشق هم بپردازی. این کار باعث میشه دیوان عمق بیشتری پیدا کنه و مخاطب با لایه‌های مختلفی از عشق روبه‌رو بشه.
در مورد جلد هم چون فضای مجموعه شعرت پر از تصویرهای نور، صبح، باغ، شکوفه و روشناییه به نظرم یک طرح کلاسیک با حال و هوای سپیده‌دم، باغ یا پنجره‌ای نورگرفته خیلی با فضای دیوان هماهنگ‌تره تا طرح‌های شلوغ.
در مجموع به نظرم مسیر کلی دیوان خوبه و بیشتر از هر چیز نیاز به تنوع تصویری و مضمونی داره تا غزل‌ها از نظر محتوا بیشتر از هم فاصله بگیرن و هر کدوم شخصیت مستقل خودشون رو داشته باشن.
موفق باشید :gol narenji:
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Tiam.R
باشه چشم
مرسی ممنونم ازتون -53-؟"_}
خواهش می‌کنم. حالا برای اینکه گام به گام پیش بریم فعلا فقط روی یک بیت از غزل اول تمرکز کنیم.
در این بیت:
لب تو خنده زد و شهر نفس تازه کشید
نور، آرام و سبک بر تن مرداب افتاد

مصراع اول خیلی خوب فضا رو ساخته ولی در مصراع دوم احساس کردم تصویر (افتادن نور بر مرداب) کمی آشناست و شاید بشه اونو به تصویری تازه‌تر و اثرگذارتر تبدیل کرد.
مثلا به جای تاکید روی «مرداب»، میشه روی تغییری که خنده‌ی معشوق در فضا ایجاد کرده تمرکز بیشتری داشت.
نمونه‌ی ویرایشی من صرفا برای ایده گرفتن برای شعرت:
لب تو خنده زد و شهر نفس تازه کشید
نور، آرام به رگ‌های خیابان افتاد

البته این فقط یه پیشنهاده و هدفم نشون دادن جهت ویرایشه. دوست دارم ببینم خودت برای این مصراع چه تصویر تازه‌ای پیدا می‌کنی.
موفق باشی -118-"{}
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Tiam.R
لب تو خنده زد و شهر نفس تازه کشید
ماه از آینه‌ی چشمت به تماشا افتاد
مثلا اینطوری؟
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: (SINA)
لب تو خنده زد و شهر نفس تازه کشید
ماه از آینه‌ی چشمت به تماشا افتاد
مثلا اینطوری؟
آفرین
از نظر روانی و وضوح تصویر، این نسخه به نظرم از (نور، آرام و سبک بر تن مرداب افتاد) ملموس‌تر شده و ارتباطش با مصراع اول هم بهتره.
فقط یک نکته به ذهنم رسید که بگم بهش دقت کن؛ در بخش‌های مختلف شعرت از تصاویر «ماه» و «آینه» زیاد استفاده شده. اگه هدفت تنوع تصویریه شاید بد نباشه یک بار هم با تصاویر متفاوت‌تر امتحانش کنی تا ببینیم به نتیجه‌ی تازه‌تری می‌رسی یا نه.
البته در مجموع نسبت به نسخه‌ی قبل، تصویر روشن‌تر و قابل درک‌تری ساخته‌ای.
 
عقب
بالا پایین