باسلام خدمت نویسنده گرامی
ارکانهای اولیه
1. عنوان داستان
عنوان: «پدر من نمیخوام ازدواج کنم»
عنوان این فنفیکشن مسلما کمی طولانی است؛ این طولانی بودن هم در زمان قرارگیری در سایت یا درج بر روی جلد مشکلساز است و هم به سختی در یاد مخاطب میماند. این موضوع میتواند به ماندگاری اثر شما و جذب مخاطب ضربه بزند؛ توصیه میشود در صورتی که علاقه دارید عنوان در قالب جمله باشد، آن را کوتاهتر کنید (تا ۳ کلمه) یا در صورت امکان آن را به صورت ترکیب اضافیِ کلمات در بیاورید.
بهتر است در شناسنامهٔ اثر اضافه کنید که فنفیکشن شما از کدام مانهوا اقتباس شده است چون گنگ بودن آن باعث سردرگمی مخاطب میشود.
2. ژانر های انتخابی
ژانرهای داستان شما عاشقانه، تاریخی و فانتزی انتخاب شدهاند. ژانر فانتزی برای این داستان مناسب است؛ مسائلی مثل تناسخ، جابجایی روح در قالب بدنهای متفاوت به خوبی داستان را در ژانر فانتزی جای میدهد اما نیاز است که توصیفات بیشتری به این اتفاقات اضافه شود، به خصوص در ابتدای رمان و نحوه ورود شخصیت به این دنیا.
اما در متن داستان اثر زیادی از ژانر تاریخی به چشم نمیخورد و صرف اینکه اثر شما در زمان دیگری است نمیتواند داستان را در ژانر تاریخی جای دهد.
رمان تاریخی، رمانی است که تلاش میکند گذشته و شرایط دوران گذشته را بازگو کند و شخصیتها، زمان رمان و محل وقوع آن، در واقعیت ریشه دارند.
ژانر عاشقانه نیز هنوز مشخص نیست و اگر قرار است این شخصیت داستان عاشقانهای داشته باشد، در پارتهای کنونی به یک مقدمهٔ مناسب نیاز دارد.
3. خلاصهٔ داستان
دختری پس از مرگش، درون یکی از رمانهایی که قبلاً خوانده بود، تناسخ میکند و خود را در جسم زنی شرور به نام جوبلیان الوی فلوین میبیند. او میخواهد سرنوشت شوم خود را تغییر دهد؛ اما متوجه میشود که پدرش میخواهد او را به نامزدیِ ولیعهد درآورد؛ یعنی همان فردی که در رمان، جوبیلیان را میکشد. پس جوبیلیان باید راهی پیدا کند تا پدرش را منصرف کند.
خلاصهٔ شما کامل است و در پایان نیز به اندازه کافی نقطه مبهم نگه داشتهاست تا کنجکاوی مخاطب را برانگیخته کند. با این حال بهتر است ابتدا تصمیم پدرش را شرح دهید و بعد به تلاش جهت تغییر این سرنوشت شوم اشاره کنید.
پس جوبیلیان باید راهی پیدا کند تا پدرش را منصرف کند.
با توجه به اینکه در بخش بالاتر اشاره کردید که جولیان تلاش میکند سرنوشت خود را تغییر دهد، جملهٔ آخر غیرضروری است و توصیه به حذف آن میشود.
ضمن اینکه شما در خلاصه، اسم شخصیت را به حالتهای مختلفی همچون جوبلیان، جوبیلیان و در ادامهٔ رمان جولیان نوشتهاید. این مساله نیاز به بازنویسی و تصحیح دارد.
4. مقدمهٔ داستان
داستان شما مقدمهای ندارد و مستقیما به سراغ خود ماجرا میرود. اگر پارت اول در نظر شما مقدمه محسوب میشود، بهتر است آن را به شکل استاندارد مقدمهٔ داستان یعنی با توصیفات شاعرانه و ادبی و همچنین در اندازهٔ ۳-۸ خط بنویسید.
ارکانهای میانی
1. آغاز داستان
آغاز داستان کمی گیج کننده است؛ به این دلیل که شما دو شروع دارید. ابتدا شرح حال شخصیت داستان اصلی نوشته شده است. بعد از آن بلافاصله به جابجایی شخصیت اشاره میشود. در صورتس که بهترین شروع برای شما، از نظر منتقد، شرح ماجرای شخصیتی است که به جولیان تناسخ پیدا کرده است.
برای مثال:
در سریال «آقای ملکه» ما ابتدا با مردی آشنا میشویم که قرار است به گذشته سفر کند و دلیل سفرش را میفهمیم.
یا در مجموعه رمانهای «نارنیا»، ابتدا با تکتک شخصیتهایی آشنا میشویم که قرار است به دنیای دیگر سفر کنند، سپس خود ماجرا شروع میشود.
با اضافه کردن شخصیت نخستین، یعنی همان دختری که رمان را میخواند و به درون آن سفر میکند، یک قلاب داستانی عالی در ابتدای فنفیکشن شما ساخته میشود.
۲. میانهٔ داستان
میانهٔ داستان به تلاش شخصیت جولیان در جهت منصرف کردن پدرش میپردازد، اما پردازش ناکافی است و باعث سردرگمی میشود. توصیه میشود روی روند داستان، مکث بیشتری کنید و با سرعت از اتفاقات عبور نکنید. برای مثال شخصیت جولیان نباید به همین زودی با این اتفاق که درون یک رمان سفر کرده است، کنار بیاید. این موضوع با منطق یک دنیاپردازی فانتزی در تضاد است و آرک شخصیت را بهم میزند.
همچنین اطرافیان جولیان باید به شکلی منطقی و با دلیل و مدرک حرفهایش را باور کنند، پس بهتر است میانهٔ داستان به درگیری جولیان با ذهن خود و سپس تلاش برای قانع کردن بقیه بپردازد.
برای مثال:
در مجموعهٔ «هری پاتر» با وجود اینکه هری میداند چیزی در وجودش عادی نیست و اتفاقات عجیبی را در اطراف خود تجربه کرده است، به سرعت قانع نمیشود که جادوگر است بلکه کمکم با توضیحات هاگرید و دیدن دنیای جادویی بالاخره قبول میکند.
در کتاب «هابیت» وقتی گندالف، بیلبو را به ماجراجویی دعوت میکند، او ابتدا شدیدا مخالفت میکند و باورش نمیشود قابلیت یک سفر دوردست را داشته باشد. اما با اصرار گندالف، دیدن دورفها، شنیدن آواز و ماجراهای هیجان انگیزشان و… کمکم میپذیرد و سفرش را شروع میکند.
این مقاومت و سپس پذیرش، درست همان چیزی است که داستان شما در میانه و بعد از معرفی شخصیت، به آن نیاز دارد. (در رمانهای بزرگ و طولانی، این مرحله جز ابتدای رمان است اما داستان شما خیلی کوتاهتر است و این مرحله، میتواند در میانه قرار بگیرد.
۳. شخصیتپردازی
شخصیت جولیان محور اصلی داستان است و به سادگی قابل تشخیص است اما تا اینجای کار، پرنس، میکاییل، دوک فلون و… به سادگی قابل تمایز نیستند.
اگر هر یک از این شخصیتها نگاه، پوشش، صدا و توصیفات ظاهری و درونی بیشتری دارا باشند، تشخیصشان بهتر میشود و ارتباط مخاطب با شخصیتها بهتر شکل میگیرند.
شخصیت پردازی به منزلهٔ باورپذیری و واقعی ساختن داستان است و هرچه حرفهاتر انجام شود، داستان منطقیتر و شاخصتر خواهد بود. برای شخصیتپردازی بهتر توصیه میشود انواع شخصیتهای داستانهای فانتزی را مطالعه کرده یا از مشاوران کمک بگیرید.
ضمن اینکه زاویهٔ دید، به صورت مداوم و به سرعت تغییر میکند و گاهی همچون مثال زیر، ماضی و مضارع درهم میآمیزد. بنابراین نیاز به بازنویسی و پردازش بیشتری دارد.
درست مثل پارگراف زیر:
جولیان دستی بر گلویش کشید تا گلویش را از این تنگی آزاد کند.
جولیان با ناامیدی به پدرش مینگرد و بازویش را میچسبد:
«پدر! تو من رو باور میکنی، درسته؟»
دوک فلون او را از خودش جدا میکند و باعث میشود جولیان روی زمین بیفتد و با این کار، جولیان را از همهچیز ناامید میکند.
۴. توصیفات
داستان شما، گفتگومحور است و بیشتر به تمرکز روی دیالوگها پرداخته است، با این حال توصیفات در کلیهٔ داستانها امری ضروری و غیرقابل اجتناب است. در فانتزیهای مدرن، همچون فانتزیهای قدیمی و فاخر، به توصیفاتی طولانی از طبیعت، مناظر یا اتفاقات نیاز نیست. با این حال در داستان شما افزودن توصیفاتی همچون توصیفات مکان، لباسها، آرایش مو و صورت در مقیاس مناسب، میتواند به جذابیت داستان اضافه کند.
۵. اصول نگارشی
فاصله و نیمفاصله در برخی قسمتها به خوبی رعایت شده بود اما در سایر بخشها به طور کلی رعایت نشده بود.
آینه ای❌ آینهای✅
سنگ های سفت❌ سنگهای✅
اورا❌ او را✅
اینکار❌ اینکار✅
در کلماتی که به «ه» مختوم میشوند، به جای قرار دادن «هی» یا «سکون»، از «هٔ» استفاده کنید:
لکه ننگ❌ لکهٔ ننگ✅
حذف در جملات داستانی و غیرادبی، بهتر است به قرینهٔ لفظی صورت بگیرد.
بلند کرده❌ بلند کرده است✅
از سهنقطه در موارد مکث در جمله یا ناتمام ماندن آن استفاده میشود. در موارد دیگر استفاده از آن مجاز نیست:
راه دیگهای که با شکنجهاش روبهرو نشوم… .
پرنسس کرون که انتظارش را نداشت سریع در قفس را میگشاید اما دیگر دیر شده بود...
املای غلط برخی کلمات:
سوءحاضمه❌
ارکانهای پایانی
۱. ایده
ایدهٔ شما تکراری است و در داستانهای زیادی رخ داده است؛ با این حال با بهبود شحصیت پردازی و روایتِ داستان، میتوانید آن را به اثری ماندگار تبدیل کنید.
۲. توصیه منتقد
باتوجه به علاقهٔ شما به ژانر فانتزی و فعالیت در این زمینه، توصیه میشود آثار برتر این ژانر را حتما مطالعه کنید. از جملهٔ این آثار میتوان به نوشتههای پروفسور تالکین، رولینگ، جرج مارتین، سی اس لویس و… اشاره کرد.
۳. سخن منتقد
در بخش پایانی نقد، احتراما لازم به ذکر است که اثر شما به دلایل ذیل مشکوک به استفاده از هوش مصنوعی میباشد:
- تکرار یکنواخت و بیدلیل اطلاعات و عبارات. در این مدلِ هوش مصنوعی، روایت اوج و فرودی ندارد و برخی کلمات و اصطلاحها با ترکیبات یکسان، به جای اینکه داستان را پیش ببرند یا نکتۀ جدیدی اضافه کنند، مدام تکرار میشوند. تکرار اطلاعات ثابت بدون افزوده شدن جزئیات جدید، «الگوی خروجی زبانی تولیدشده» است.
ذکر مثال در داستانک (به علت محدودیت در نقد، تنها چند مورد ذکر میشود):
موقع رفتن به گردش، جولیانِ کوچک به خدمتکار میگوید:«پدر نمیاد؟»
«خیر… .»
موقع رفتن به باغ، جولیانِ کوچک به خدمتکار میگوید:
«پدر چطور؟»
- استفاده از اعراب گذاریهای بیجا، واضح و غیرضروری به تعداد زیاد که در آثار هوش مصنوعی به عنوان مشهودترین نشانه ها هستند.
مثال در داستانک:
کلاه آفتابی آبیِ روی سَرَش
- گیج کردن کخاطب با تغییر سریع روایت و خط زمانی و شخصیتهایی که شتابزده به داخل داستان رفت و آمد میکنند.
چنانچه اعتراضی به بند دوم سخنان منتقد دارید، در همین تاپیک دلایل ما را رد کنید.
موفق باشید، قلمتان مانا
