نتایح جستجو

  1. ترانه قربانی نیا

    مشاعره مشاعره با حروف تعیینی

    قاصد ز برم رفت که آرد خبر از یار باز آمد و اکنون خبر از خویش ندارد حرف گاف
  2. ترانه قربانی نیا

    مشاعره | مشاعره با اشعار حافظ |

    یارم چو قدح به دست گیرد بازار بتان شکست گیرد
  3. ترانه قربانی نیا

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    دردم از یار است و درمان نیز هم دل فدای او شد و جان نیز هم
  4. ترانه قربانی نیا

    مشاعره مشاعره با حروف تعیینی

    شرح این آتش جانسوز نگفتن تا کی؟ سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی؟ حرف شین
  5. ترانه قربانی نیا

    مشاعره | مشاعره با اشعار حافظ |

    ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند
  6. ترانه قربانی نیا

    مشاعره | مشاعره واژه نما |

    آب شیراز و آب رکنی و این باد خوش نسیم عیبش مکن که خال رخ هفت کشور است
  7. ترانه قربانی نیا

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    در دیر مغان آمد، یارم قدحی در دست مس*ت از می و میخواران از نرگس مستش مس*ت
  8. ترانه قربانی نیا

    مشاعره مشاعره با حروف تعیینی

    وای بر شهری که در آن مزدِ مردانِ درست از حکومت غیرِ حبس و کشتن و تبعید نیست نفر بعدی لطفا با کاف
  9. ترانه قربانی نیا

    اطلاعیه | درخواست نقد دلنوشته |

    https://forum.cafewriters.xyz/threads/45483/ درخواست نقد
  10. ترانه قربانی نیا

    صندلی داغ سری ۱۷۶| Majnun

    سلام عزیزم امیدوارم حالت خوب باشه :gol narenji:من اصلا هیچکس رو اینجا نمیشناسم. گفتم از این طریق باهات آشنا بشمt-icon12 1. بزرگترین ترست تو زندگی چیه؟ 2. وقتی عصبانی می شی چی کار می کنی؟ 3. منطق یا احساس؟ 4. غذای مورد علاقت چیه؟ 5. به نظر خودت تو انجام چه کاری خیلی مهارت داری؟
  11. ترانه قربانی نیا

    مشاعره | مشاعره با اشعار شاعران |

    واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند چون به خلوت می‌روند آن کارِ دیگر می‌کنند مشکلی دارم، زِ دانشمندِ مجلس بازپرس توبه‌فرمایان، چرا خود توبه کم‌تر می‌کنند؟
  12. ترانه قربانی نیا

    اطلاعیه اعلام اتمام آثار ادبی | تالار ادبیات

    درود، پایان دلنوشته شیشه خالی تام فورد برای موزه دلتنگی https://forum.cafewriters.xyz/threads/45483/
  13. ترانه قربانی نیا

    در حال تایپ دلنوشته شیشه خالی تام فورد | ترانه قربانی‌نیا «ویژهٔ مسابقه»

    شیشه را به پیشانی تب دارم می چسبانم، نفسی عمیق می کشم، بوی تام فورد را از لایه به لایه ی کالبد عبور می دهم به قلب می رسانم و در ژررفای آن پنج وارونه، عطرش را به خاطراتت پیوند می زنم. لبخندی از جنس وصال روی لب هایم می نشیند. شیشه را با تمام وجود به آغوش می کشم. لبخند عمق می گیرد و خون در رگ...
  14. ترانه قربانی نیا

    در حال تایپ دلنوشته شیشه خالی تام فورد | ترانه قربانی‌نیا «ویژهٔ مسابقه»

    دلنوشته ام را زیر و رو می کنم و این حجم از ناشیرینی کامم را گَس می کند. شیشه ی خالی عطرت را از از جلوی آینه برمی دارم شیئی که در نبود تو به حافظه‌ی خانه و آخرین ردّ حضورت بدل شده است و چون نقطه ای سفید در انبوهی از سیاهی چشمِ دل می نوازد... و کاش بتواند اندکی از سنگینی غم من و این نوشته...
  15. ترانه قربانی نیا

    در حال تایپ دلنوشته شیشه خالی تام فورد | ترانه قربانی‌نیا «ویژهٔ مسابقه»

    تِلو تِلو خوران از اتاق بیرون می آیم . چانه ی به رعشه افتاده و بغض چمباتمه زده در گلویم امان فکر کردن نمی دهند. چشم بی درنگ می بارد و روح غبار گرفته ام را می شوید. انگار کسی طنابی نامرئی را از گلویم جدا می کند. و من راه نفس کشیدن را پیدا می کنم. و این اشک چه کار ها که نمی کند!
  16. ترانه قربانی نیا

    در حال تایپ دلنوشته شیشه خالی تام فورد | ترانه قربانی‌نیا «ویژهٔ مسابقه»

    چشم هایت را می بوسم و قاب عکس را سر جایش می گذارم. آهی می کشم و انگار زمین زیر پاهایم نا متعادل می شود. چشم هایم در کاسه آتش می گیرند و ریه هایم با تمام توان در جست و جوی هوا دست و پا می زنند. اما دریغ از دانه ای مولکول اکسیژن! گویی ذهن آشفته ام نفس کشیدن را فراموش کرده است... آری بدون تو، دَم...
  17. ترانه قربانی نیا

    در حال تایپ دلنوشته شیشه خالی تام فورد | ترانه قربانی‌نیا «ویژهٔ مسابقه»

    به اتاق بر می گردم و قاب عکس ات را بر می دارم به چشم هایت خیره می شوم چشم هایم در تقلای خیس شدن اند اما نه! هرگز! لب هایم را به خنده وادار می کنم و تو از درون قاب به من لبخند می زنی! دوباره قاب را ور انداز می کنم. همه چیز خوبست جز آن پاپیون مشکی کنار عکست که زیادی توی ذوق می زند. راستش را بخواهی...
  18. ترانه قربانی نیا

    در حال تایپ دلنوشته شیشه خالی تام فورد | ترانه قربانی‌نیا «ویژهٔ مسابقه»

    درِ کوچک تراس را باز می کنم و رَدِ خفیف وینستون آبی مرا به زیر سیگاری کریستال و فندک طلایی ات می رساند. به گَرد ظریف نشسته روی فندک زل می زنم، و گویی این مکعبِ براقِ فلزی، هنوز باور ندارد که بالای خاکستر آخرین نخ سیگارت نشسته است… اصلاً چه کسی باور می کند؟!
  19. ترانه قربانی نیا

    در حال تایپ دلنوشته شیشه خالی تام فورد | ترانه قربانی‌نیا «ویژهٔ مسابقه»

    به سیستم صوتی نقره ای گوشه اتاق زل می زنم. بلندگوهایی که مدتی است الرحمن و طه و واقعه می خوانند... بلندگوهایی که همیشه شادترین آهنگ هایت را برایمان پخش می کردی و ما را وادار به شاد بودن… و ما شاد بودیم حتی به ظاهر! و ماضی بودن افعال این دلنوشته مثل خوره روحم را تراش می دهد!
عقب
بالا پایین