درد و دل ادبی کاربران

گفتم بی‌خیال دختر.. خودخوری نکن! اما نه نشد!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
خوبه که همه خوبن..
همه خوشحال باشن..
این خوبه..
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
اگر قدرتش رو داشتم.. از همه‌چی دور میشدم...
از آدم‌ها، از بدی‌ها..
اون روز زمانش میرسه..
حتما میرسه
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
آرزو کردم که همگی اونقدری خوش باشین.. که من فراموش شم..
(به امید اینکه تک تک موفقیتتون رو ببینم...)



به وقت تنهایی..
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
کاش دلت مرگ نخواد..
دیگه نمیخوام غمگین ببینمتون..
هیچ وقت..
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
میگن بی معرفتی!
چرا دیگه نمیای؟
اگه برات مهمیم پس چرا نمیای پیشمون!
آخه من با چه زبونی بگم من... بی معرفت نیستم!
فقط یکم دلم گرفته!
سرم شلوغه!
نمی‌دونم واقعا با چه زبونی بگم...
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: هیوم
....
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
بین دو راهی موندن خیلی سخته خیلی...
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
قلبم را قصد دارم جایی پارک کنم و از ان پیاده شوم و تنهایی به دیدنت ایم
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
عقب
بالا پایین