دلم میخواد ادم هایی که اون کلمه رو بهم گفتن رو بادستام خفه کنم
ولی نمیشه دوستشون دارم
من احمقم
نباید میبخشیدمش
هنوز یادم نرفته چقدر حس کثیف بودن رو بهم القا کرد
برنمیگردم ...
شاید کثافته وجودم یقش رو گرفت
فقط در بیام از این روزا یا تموم شه... اینکه نمی دونم الان این نشونه این علامت نیاز به پیگیری داره و باید برم پیگیر شم یا اینکه باید نادیده بگیرم و به زندگی ادامه بدم منو از پا در اورده... سنگ هم جای من بود تا حالا دووم نیورده بود...
از این جایگاه قربانی بودن و شکست خورده بودن در بیام اصلا این نقش ها به من نمیاد ولی هر بار به همه چی نگاه میکنم تا انتها بن بسته بیشتر و بیشتر سقوط میکنم تو این باتلاق بدبیاری ها...