مشاعره | مشاعره واژه نما |

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع m.amir
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
تو
بگذر ز من ای آشنا چون از تو من دیگر گذشتم
دیگر تو هم بیگانه شو چون دیگران با سرگذشتم

آشنا
همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
به پیام آشنایان بنوازد آشنا را
حافظ شیرازی
 
نسیم
او نسیم است و چو بر گل بگذرد
عطر گل با او به یغما می‌رود
 
جان

از رُخَت، بوسه بخواهم، به لب نوش تورا
که عسل ریزد از آن، جمله فراموش تورا
با نسیم سحری، بوی خوشت می‌آید
جان من، سویِ تو پر می‌کشد از هوش تورا
سجاد شهرستمی
 
را

دکتر برایم نسخه کرده دیدنت را
روزی دو وعده در بغل بوسیدنت را
در بین دارو های تجویزی به شدت
تا‌کید کرده شب به شب بوسیدنت را🕊
 
را

دکتر برایم نسخه کرده دیدنت را
روزی دو وعده در بغل بوسیدنت را
در بین دارو های تجویزی به شدت
تا‌کید کرده شب به شب بوسیدنت را🕊

وعده

عشق چون در حدیث وعده شود
عدت جان خان و مان باشد
انوری
 
چراغ

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس! هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Mansi
چراغ

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس! هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

شهر

اگر تو برفکنی در میان شهر نقاب
هزار مؤمن مخلص درافکنی به عقاب
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Mansi
عقب
بالا پایین