اینهم جزء شانسهای منفی بنده است... من در چیزهای منفی خیلی پیشانی دارم. کشتی ندارم که غرق بشود، خانهای ندارم که از بیمواظبتی آتش بگیرد، آزادی ندارم که به خطر بیفتد.
ما در چاهک دنیا داریم زندگی میکنیم و مثل کرم در فقر و ناخوشی کثافت میلولیم
و به ننگینترین طرزی در قید حیاتیم؛
و مضحک آنجاست که تصور میکنیم بهترین زندگی را داریم !
این ورق های بدجنس که با آنها فال گرفتم، این ورقهای دروغگو که مرا گول زدند، آنجا در کشو میزم است، خندهدارتر از همه آن است که هنوز هم با آنها فال میگیرم!
چه میشود کرد؟ سرنوشت پُر زور تَر از من است.