قفسه کتاب [قفسه کتاب اختصاصی ~نازلی~]

قمارباز


کتاب قمارباز رمان کوتاهی از نویسنده‌ی بزرگ ادبیات روس، فئودور داستایوفسکی، است که در سال ۱۸۶۶ منتشر شده است. در این رمان کوتاه تاریک و جذاب، داستایفسکی داستان الکسی ایوانوویچ، معلمی جوان را روایت می‌کند که در خانواده یک ژنرال روسی کار می‌کند. الکسی سعی می‌کند از دیوار نظم مستقر در روسیه عبور کند، اما در عوض در مارپیچ رو به پایین بی‌پایان شرط‌بندی و باخت غرق می‌شود. اعتیاد شدید و اجتناب‌ناپذیر او با رابطه او با خواهرزاده مرموز و در عین حال ماهر ژنرال، پولینا، برجسته می‌شود.
این کتاب به نوعی اتوبیوگرافی داستایفسکی نیز است و خود او الهام‌بخش این داستان است چرا که او از سال ۱۸۶۳ تا چند سال پس از نگارش رمان قمارباز (سال ۱۸۷۱) به شانس‌آزمایی مشغول بوده است. داستایفسکی در قمارباز، علاوه بر روایت داستان الکسی، به جنون سیری‌ناپذیر انسان برای دست‎یابی به منافع مادی زندگی پرداخته و همچون اغلب آثارش با زبردستی شخصیت‎‌های چندبعدی داستانش را به لحاظ روان‌شناختی کالبدشکافی می‎‌کند.
داستان نگارش و انتشار کتاب شانس‌آزمایی باز نیز تقریباً به اندازه خود رمان جالب است. داستایفسکی به دلیل بدهی‌هایش به ناشر روسی استلوفسکی، قراردادی را می‌بندد که بتواند یک رمان را در ۳۰ روز به پایان برساند یا حق انتشار همه آثار گذشته و آینده‌اش را از دست بدهد. در این قرارداد داستایفسکی متعهد شده بود که اگر او تا تاریخ ۱ نوامبر ۱۸۶۶ رمانی را تحویل ندهد، استلوفسکی حق انتشار آثارش را به مدت ۹ سال، تا ۱ نوامبر ۱۸۷۵، بدون هیچ‌گونه جبرانی به دست آورد. به خاطر همین قرارداد داستایسفکی این کتاب را در ۲۶ روز نوشته است. نگارش سریع و عوامل استرس‌زای همین شانس‌آزمایی داستایفسکی به لحن شیدایی رمان می‌افزاید.

 
آدم‌خواران

کتاب آدم خواران از ژان تولی کتابی به‌شدت تاریک و دلخراش در ژانر رئال است. داستان این کتاب خیالی نیست و در سال ۱۸۷۰ در روستای اوتفای فرانسه رخ داده است. آلن دو مونی جوانی است که به ناحق و بابت یک سوءتفاهم مورد تهاجم و شکنجه اهالی اوتفای قرار می‌گیرد و وحشیانه زجرکش می‌شود. عنوان کتاب به صحنه‌ای از کتاب اشاره دارد که اهالی روستا اقدام به آدم‌خواری می‌کنند و خود نشان‌گر میزان خشونت روایت این کتاب است.
ژان تولی برای نوشتن این رمان به گزارش‌های موجود در اسناد پلیس و روزنامه‌ها اکتفا نکرده و به روستای اوتفای سفر می‌کند تا روایت را از ساکنین این روستا بشنود. تولی در پیگیری شنیدن روایت از زبان روستاییان به‌قدری سماجت به خرج می‌دهد که روستاییان او را نیز تهدید به مرگی شبیه به مرگ آلن دو مونی می‌کنند. هرچند که در سال ۱۹۷۰ در صدمین سالگرد قتل آلن دو مونی نوادگان خاندان دو مونی با نوادگان خانواده‌های قاتل در کلیسای اوتفای یکدیگر را ملاقات کرده و با هم پیمان دوستی بسته‌اند ولی این فاجعه از تاریخ این سرزمین پاک نمی‌شود. در سال ۲۰۱۴ نمایشی بر اساس این کتاب به روی پرده رفته است.

 
خشم و هیاهو



ویلیام فاکنر در کتاب خشم و هیاهو داستان نابودی خانواده کامپسون را روایت می‌کند قصه در سال ۱۸۹۵ و با مرگ مادربزرگ خانواده کامپسون آغاز می‌شود. خانم و آقای کامپسون برای آن که فرزندانشان متوجه مرگ مادربزرگ نشوند، آن‌ها را به خارج خانه فرستاده‌اند، اما بچه‌ها زیر درخت گلابیِپشت پنجره تالار محل برگزاری مراسم جمع شده‌اند؛ کدی، دختر هفت ساله خانواده، از درخت گلابی بالا رفته و هر آنچه از پنجره می‌بیند را برای بقیه تعریف می‌کند.
سبک کارهای فاکنر پر از ابهام است، این ابهام در کتاب خشم و هیاهو به اوج خود رسیده است. درواقع فاکنر در داستان‌های خود زندگی مردم زمان خود را به تصویر می‌کشد؛ مردمی که ارزش‌های خود را گم کرده‌اند.

 
خاطرات یک آدم‌کش


خاطرات یک آدمکش (۲۰۱۳) ما را به درون ذهن یک قاتل سریالی بازنشسته‌ و هم‌اکنون مبتلا به آلزایمر می‌برد که در حین تجربه‌ی زوال عقل متوجه می‌شود دخترخوانده‌اش در معرض تهدید است و تصمیم می‌گیرد به روش خود از او محافظت کند. اما او چطور می‌تواند این کار را بکند وقتی نمی‌تواند روند فکر خود را از یک روز به روز دیگر به یاد بیاورد؟ او حتی یادآوری‌هایی را که در تقویم و یادداشت‌های روزانه تنظیم می‌کند به خاطر نمی‌آورد. خواننده در ذهن راوی با ناامیدی‌، ضعف‌، نفرت و نگرانی‌های او مواجه می‌شود و چشم‌انداز ترسناک از دست دادن حافظه را می‌بیند.
محتوای داستانْ یادداشت‌های پیرمرد است و چون مبتلا به فراموشی است خاطرات گسسته و ناقص هستند. آلزایمر راوی باعث می‌شود روایت پر از حفره، تکرار و تناقض باشد. به عبارت دیگر، در این داستان واقعیت عینی وجود ندارد بلکه تکه‌هایی از واقعیت در ذهن مبتلا به زوال دیده می‌شود. ذهن آشفته‌ی راوی باعث می‌شود تشخیص توهم از واقعیت سخت باشد. در روند رمان قطعیتی وجود ندارد و همه‌چیز لغزان و مبهم است. سبک روایت داستان خطی نیست، بلکه شبیه حافظه‌ی تکه‌تکه است و بنابراین مدام میان گذشته‌ی راوی و اکنونِ در حال فراموشی رفت و برگشت می‌کند، تا جایی که خواننده کم‌کم به تردید می‌افتد نکند بخشی از ماجراها صرفاً ساخته‌ی ذهن راوی باشند. لحن داستان ساده و اعتراف‌گونه است و راوی حتی در توصیف لحظات خشونت شوخ‌طبعی دارد.
یونگ ها از آن دسته نویسندگان ادبی معاصر است که با ژانرهای مختلف بازی می‌کند و یک کتاب داستان سرگرم‌کننده برای مخاطب خود می‌سازد. رمان خاطرات یک آدمکش برخلافِ تصورِ معمول از ژانر جنایی، بیشتر بر کشمکش‌های پیرمرد با حافظه‌اش، فراموش‌کردن چهره‌ها و گذر زمان تمرکز دارد. اگرچه این شخصیت قاتل است، نویسنده تلاش کرده همدلی خواننده را درباره‌ی او برانگیزد، با این هدف که نشان دهد سیاه و سفید وجود ندارد و انسان‌ها را اعمالشان می‌سازد.

 
روزها در کتاب فروشی موریساکی


کتاب روزها در کتاب فروشی موریساکی حاوی یک رمان معاصر و ژاپنی است که دو بخش و چندین فصل دارد. عنوان بخش دوم این کتاب عبارت است از «موموکو برمی‌گردد». این رمان به قلم ساتوشی یاگی ساوا، داستان یک زندگی روزمره در یک کتابفروشی کوچک و دوست‌داشتنی است. داستان به موضوعاتی مانند عشق به کتاب، گرمی روابط انسانی و تأثیر آن‌ها بر زندگی پرداخته است. کتاب‌فروشی «موریساکی» در محله‌ای آرام در ژاپن قرار گرفته است. این کتابفروشی، محلی است برای دیدار و گفت‌وگوی دوستان، خواندن کتاب‌ها و لذت‌بردن از آرامش. شخصیت اصلی رمان که مدیر کتابفروشی است، با عشق و اشتیاق فراوان به کتاب‌ها و مشتریان خود می‌پردازد. نویسنده در این کتاب روابط میان شخصیت‌های مختلف از جمله کارکنان کتابفروشی، مشتریان دائمی و افرادی را که به‌طور اتفاقی وارد این فضا می‌شوند، به تصویر کشیده است. او نشان می‌دهد که چگونه کتابفروشی به‌عنوان یک نقطهٔ اتصال میان افراد و فرهنگ‌های مختلف عمل می‌کند؛ همچنین به بررسی تأثیر کتاب‌ها و خواندن بر زندگی انسان‌ها و به توصیف لذت‌های سادهٔ خواندن و کشف دنیاهای جدید از طریق کتاب‌ها می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه کتاب‌ها می‌توانند به‌عنوان پناهگاهی برای روح و ذهن عمل کنند. این نویسنده با استفاده از توصیفاتی شاعرانه و صحنه‌هایی دلنشین، فضایی گرم و دعوت‌کننده را خلق می‌کند که خواننده را به دنیای کتابفروشی موریساکی می‌برد. این کتاب به خوانندگان اجازه می‌دهد تا برای مدتی از دغدغه‌های روزمره فاصله گرفته و در دنیایی از کتاب‌ها و داستان‌های آرام‌بخش غرق شوند. این اثر را رمانی گرم و دل‌انگیز دانسته‌اند.
پس از اینکه دوست‌پسر «تاکاکو» به او می‌گوید قصد ازدواج با دختر دیگری را دارد، ارتباطشان قطع می‌شود. تاکاکو با قلبی شکسته تنها می‌ماند. ازآنجاکه دوست‌پسرش و نامزد جدیدش هر دو در محل کار تاکاکو کار می‌کنند و او تحملِ دیدنِ هرروزهٔ آن‌ها را ندارد، از کارش استعفا می‌دهد. خبر استعفای تاکاکو و به‌هم‌زدنش با پسری که بسیار دوستش می‌داشت، به گوش مادر تاکاکو می‌رسد. پس از آن تماسی از جانبِ داییِ تاکاکو به او صورت می‌گیرد. «دایی ساتورو» صاحب کتابفروشی دنج در گوشه‌ای از توکیو است. او از تاکاکو می‌خواهد حالا که بی‌کار است، نزد او بیاید و در اتاق کوچکِ طبقهٔ بالای کتابفروشی ساکن شود. تاکاکو ابتدا نمی‌پذیرد، اما به این فکر می‌کند که بد نیست به آن اتاق نمور و تاریک پناه ببرد تا زمانی که زخمش التیام یابد. این نقل‌مکان، شروع جدیدی را برای تاکاکو رقم می‌زند. با او همراه شوید و از بودن در کتاب‌فروشی لذت ببرید.

 
آخرین ویرایش:
مرگ ایوان ایلیچ


مرگ ایوان ایلیچ یکی از داستان‌های کوتاه مشهور تولستوی است که آن را در دوره‌ی تحولات روحانی زندگی‌اش نوشت و درواقع نگاه او را به پایان زندگی پس از سر گذراندن این دوره‌های تحول نشان می‌دهد. کتاب اولین بار در ۱۸۸۶ در روسیه و به زبان روسی منتشر شد. شخصیت اصلی داستان، ایوان ایلیچ نام دارد. او بوروکراتی روسی در قرن نوزدهم است. زندگی‌اش سرشار از لحظه‌های تعقیب لذت‌ها و دوری از موقعیت‌هایی است که باعث ناراحتی می‌شوند. ایوان در میانه‌ی عمرش در حالی که زندگی خود را بر روال مناسب می‌بیند؛ یعنی شغلی با درآمد خوب و خانه‌ای دلخواه، با پدیده‌ای مواجه می‌شود که تا پیش از آن هرگز گمان نمی‌کرد برایش اتفاق بیفتد. این حقیقت فقط برای دیگران بود نه او. در حالی که ایوان ایلیچ در بستر مرگ است، می‌بیند که چگونه خانواده‌اش توان برقراری ارتباط با او را ندارند. او متوجه می‌شود که چگونه پزشکان با بیماری او به عنوان یک تکه پازل رفتار و طبیعت انسانی بیمار خود را فراموش می‌کنند. مشاهده‌ی این وضعیت او را به سوی پرسش‌هایی عمیق‌تر می‌کشاند که باعث می‌شود به‌آرامی جوهر واقعی زندگی را کشف کند و مبهوت شود. نبرد طولانی و طاقت‌فرسای ایوان ایلیچ با مرگ، مستقیماً منعکس‌کننده‌ی نظریه‌های تولستوی در مورد زندگی اخلاقی است.

 
درمان شوپنهاور


درمان شوپنهاور اثر اروین د. یالوم، نویسنده‌ی پرفروش بین‌المللی کتاب‌های جلاد عشق و وقتی نیچه گریست است. این رمان تصاویری از شخصیت‌هایی به‌یادماندنی ارائه می‌کند که در تلاش برای التیام دردهایشان و تغییر زندگی خود هستند.
جولیوس هرتسفلد، روان‌درمانگر برجسته‌ای که پس از معاینه‌ا‌ی معمولی متوجه می‌شود که به‌زودی قرار است بمیرد، مجبور می‌شود زندگی و کار خود را بازبینی کند و در خلل این بازبینی، به دنبال فیلیپ اسلیت می‌گردد؛ یک معتاد جن*سی که جولیوس بیست سال پیش، موفق به کمک به او نشده بود. با این حال، فیلیپ ادعا می‌کند که به‌طور معجزه‌آسایی توسط آموزه‌های بدبینانه‌ی آرتور شوپنهاور، فیلسوف آلمانی، درمان شده، تغییر یافته و خود دیگر تبدیل به یک مشاور و آموزگار فلسفی شده است. موضع سخت و انسان‌گریزانه‌ی فیلیپ، جولیوس را وادار می‌کند تا او را در ازای تدریس آموزه‌های شوپنهاور، به گروه‌درمانی فشرده‌ی خود دعوت کند. اما جولیوس به گفته‌ی پزشکان تنها چند ماه تا مرگ فاصله دارد؛ زندگی جولیوس ممکن است برای کمک به فیلیپ یا رقابت با او برای قلب و ذهن اعضای گروه بسیار کوتاه و در عین حال، بسیار طولانی باشد.

 
هردو در نهایت می‌میرند


رمان هر دو در نهایت میمیرند اثر آدام سیلورا نخستین بار در سال ۲۰۱۷ منتشر شد. موضوع کتاب هر دو در نهایت می‌میرند روایت مواجهه‌ی انسان با مرگ و اهمیت زیستن در لحظه است. این اثر در ژانر ادبیات داستانی کودک و نوجوان نوشته شده است. «زندگی کردن نادرترین اتفاق جهان هستی است. بیش‌تر مردم فقط وجود دارند، همین». این جمله‌ی آغازین رمان است و فلسفه‌ای را که داستان براساس آن شکل گرفته، به‌خوبی نشان می‌دهد. درون‌مایه‌ی اصلی کتاب بر غنیمت شمردن لحظات زندگی، اهمیت دوستی و ارتباط انسانی، پذیرش کوتاهی عمر و لزوم اتخاذ انتخاب‌های معنادار تمرکز دارد و نشان می‌دهد که حتی یک روز باقی‌مانده می‌تواند سرشار از لحظات پرمعنی و الهام‌بخش باشد. به‌عنوان نمونه، در بخشی از کتاب می‌خوانیم که «دوازده ساعت پیش، در تماسی، به من گفته شد امروز قرار است بمیرم و حالا، از هر زمان دیگری، زنده‌ترم.»
ماجراهای هیجان‌انگیزی که تنها در ۲۴ ساعت رخ می‌دهند، رمان هر دو در نهایت می‌میرند را به اثری خواندنی تبدیل کرده‌اند. این کتاب به‌ویژه برای نوجوانان، نکات ارزشمند و تجربه‌هایی آموزنده درباره‌ی زندگی و انتخاب‌های معنادار ارائه می‌دهد. یکی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد این اثر، ترکیب هوشمندانه‌ی واقع‌گرایی با عناصر فانتزی (برای مثال، شرکتی با توانایی پیش‌بینی زمان مرگ افراد) است که تجربه‌ای تازه و متفاوت از رمان نوجوانانه برای مخاطب خلق می‌کند و پیام‌های داستان را به طرز تأثیرگذارتر و جذاب‌تری انتقال می‌دهد.

 
انجمن شاعران مرده


کتاب انجمن شاعران مرده رمانی از نانسی کلاین‌ بام نویسنده‌ی آمریکایی است. این کتاب براساس فیلم محبوب و موفق انجمن شاعران مرده ساخته‌ی پیتر ویر و نویسندگی تام شولمن نوشته شد. پس از اکران فیلم و استقبال گسترده از آن، کلاین بام فیلم‌نامه‌ی اثر را در قالب رمان درآورد .موضوع کتاب انجمن شاعران مرده تغییر نگاه به جهان است. شخصیت اصلی آن جان کیتینگ معلم خوش‌ذوق و تازه‌وارد ادبیات است. برخی به‌دلیل شخصیت‌های نوجوان اثر آن را در دسته‌ی رمان مناسب نوجوان قرار می‌دهند. این درام جذاب فارغ از دسته‌بندی‌ها دارای ابعاد و جزئیاتی تحسین‌‌آمیز است. نقدی است بر ساختارهای اجتماعی خشک و دعوت به نگاه نو و چه‌بسا شاعرانه به زندگی؛ چراکه شعر به‌عنوان خالص‌ترین آفریده‌ی انسانی می‌تواند بر خشکی خودساخته و ملالت‌بار زندگی مدرن چیره شود.
داستان در یک مدرسه‌ی پسرانه‌ی سنتی می‌گذرد. جایی که شعار سنت، افتخار، انضباط و سرافرازی است و نوجوانان باید مسیر زندگی خود را در یک قالب سخت و تعیین‌شده از پیش طرح بریزند. این مدرسه‌ که بیشتر به پادگان می‌ماند، با ورود یک معلم متفاوت رنگ جدیدی پیدا می‌کند. دانش‌آموزان با نگاه جدیدی به زندگی آشنا می‌شوند و مدرسه برایشان جذاب‌تر می‌شود. مخاطبان نیز همراه با شخصیت‌های نوجوان مدرسه این جذابیت را تجربه می‌کنند.

 
عقب
بالا پایین