در زندگی هرکس باید یک نفر باشد
مرد و زن بودنش مهم نیست
فقط باید یک نفر باشد
یک آدم
یک دوست
یک رفیق
یک نفر که جویای حالت باشد
نگرانت باشد
تو را بهتر از خودت بشناسد
آدمها همدیگر را پیدا می کنند از فاصله های خیلی دور
از ته نسبت های نداشته
انگار جایی نوشته بود که اینها باید کنار هم باشند
می شوند همدم
می شوند دوست
می شوند رفیق
اصلا می شوند جان شیرین
درست می نشینند روی طاقچه ی دل هم
حرف هایشان یک جور خوبی دلنشین است
دل برای خنده هایشان ضعف می رود
اصلا بودنشان شیرین است
وقتی هم که نیستند
هی همدیگر را مرور می کنند و مُدام گوش به زنگ آمدن هم هستند
روزهای سخت
می آیند و می روند
تا مزه ی قهقه های بلند
از زیر دندان زندگی نرود
تا طعم نان داغ صبحانه ی مادر
بوی تکرار و رنگ دلزدگی
به خودش نگیرد
روزهای سخت
می آیند و می روند
که از میان هزاران،
همین چند رفیق ناب و
چند یار اصیل برایمان بمانند
تا گاه گاهی به یادمان بیاورند
که دلبری گلهای ارغوانی باغچه
چیز کمی نیست
معجزه ی بزرگ خداست