دلنوشته ✪✦─ محمد شمس لنگرودی ─✦✪

  • اگر می‌شد لحظه‌ای کنار زمان بنشینم از او می‌خواستم عبور از تو را کمی آرام‌تر کند ──◡


 
  • باد هرچه با خود برد راز ما را نبرد من هنوز برای تو می‌نویسم ──◠


 
  • تو رفیق روشنایی بودی در شبی که حتی ماه نیز خسته بود ──◡


 
  • هرچقدر راه می‌روم باز به آن کوچه می‌رسم کوچه‌ای که تو به من لبخند دادی ──◠


 
  • آدمی برای زنده‌ماندن گاهی فقط به یک یاد کوچک از کسی بزرگ نیاز دارد و آن یاد تویی ──◡


 
  • زندگی اگر چند لحظه نور داشته باشد همه‌اش از حضور توست ──◠


 
  • من با خیال تو پیر نمی‌شوم حتی اگر سالها از من گذشته باشد ──◡


 
  • هرچه از تو دور می‌شوم دلتنگی‌ات مثل دریایی در من بلندتر می‌شود ──◠


 
  • تو آن سطر ناتمامی هستی که هر شاعر در دلش پنهان دارد ──◡


 
  • بگذار جهان هرچه می‌خواهد بگوید من در این زمانه تنها به نام تو تکیه می‌کنم ──◠


 
عقب
بالا پایین