دلنوشته ♥دلـنـوشـتـه هـاي رضا کاظمی

برای یافتنَت

تشنـه به بــی راهه ها زدیم،

غافل از آن که

تو در همه ی راه هـــا می آمدی.



مـا خودمان، خودمان را منقرض کردیم!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
تکّه های دلِ من اَند این شعــرها

که دست به دست می روند.

مرا بخوان!

تا از چهار طرف

به سمتِ تو پــــرواز کنم
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
چه انـدوهی ستْ در چشم های مــردِ ماهیگیـر

وقتی غـمِ نـان

هر شب به دریــا می کشاندَش

هر شب به تـورش می افتـی

هر شب رهـات می کند!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
وقــتِ رفتـــن

به دســتش سپـــردمــَت،

اما دیگـــر

بازَت نگـردانـــد.

چــه نــارفیــق اســت خـــدا
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
دستــم را رهــا کردی

گم شدم میــــانِ آدم هـا.

چه قـــدر گـم شدن خوب است

امـــا

نــه میـــانِ آدم هــا
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
چـه تــراژدیِ بزرگی میشود زنده گی

وقتـــی نهنگِ اقیانوس باشی

و عاشقِ مــاهیِ بــرکــه شـــوی!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 0)
هیچ کاربر ثبت نام شده ای این تاپیک را مشاهده نمی کند.
عقب
بالا پایین