دلنوشته ♥ دلنـوشـتـه هـای حسـيــن پنـاهـی ♥

کهکشانها کو زمینم؟
زمین کو وطنم؟
وطن کو خانه ام؟
خانه کو مادرم؟
مادر کو کبوترانه ام؟
...معنای این همه سکوت چیست؟
من گم شده ام در تو یا تو گم شدی در من ای زمان؟!....
کاش هرگزآن روز از درخت انجیر پائین نیامده بودم!!
کاش!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Darcy
دم به کله میکوبد و
شقیقه اش دو شقه میشود
بی آنکه بداند
حلقه آتش را خواب دیده است
عقرب عاشق.....
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Darcy
بر گردن عشق ساده ام

كه انگشترش نخي است

گلوبند زمردين شعر مرا

باز نميكند كسي
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Darcy
بيراهه رفته بودم

آن شب
دستم را گرفته بود و مي کشيد
زين بعد همه عمرم را
بيراهه خواهم رفت
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Darcy
بي تو
نه بوي خاك نجاتم داد
نه شمارش ستاره ها تسكينم
چرا صدايم كردي
چرا ؟
سراسيمه و مشتاق
سي سال بيهوده در انتظار تو ماندم و نيامدي
نشان به آن نشان
كه دو هزار سال از ميلاد مسيح مي گذشت
و عصر
عصر واليوم بود
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Darcy
آدمیست دیگر ...


یک روز حوصله هیچ چیز را ندارد!


دوست دارد بردارد خودش را بریزد دور ..!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Darcy
تو سکوت می کنی

فریاد زمانم را نمی شنوی !

یک روز من سکوت خواهم کرد !

تو آن روز

برای اولین بار

مفهوم "دیر شدن " را خواهی فهمید !!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Darcy
نیمــ ساعتــ پیشـ ، خدآ را دیـ ــدمـ قوز کـ ــردهـ

بآ پالتوی مشکـ ــے بلندشـ سرفـ ــه کناטּ

در حیـ ــاط از کنـ ــار دو سـ ــرو سیآهـ گذشتــ

و رو بـ ــه ایوانے که مـטּ ایستادهـ بودمــ آمـ ــد ،

آواز کـ ــه خوانـ ــد تازهـ فهمیدمـ ،

پدرمــ رآ با او اشتباهـ ــے گرفتـ ــه امـ !
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Darcy
هی!عمو!

زندگی همین است!

همین تلوزیون آر.تی.آی سیاه وسفید!

همین میگرن های موروثی!

همین هار شدن بخاری نفتی!

همین جست خیزها و خنده های بی دلیل!

همین برف ها و کلاغها که لهجه لری داشتند انگار
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Darcy
پشت این پنجره جز هیچ بزرگ،هیچی نیست.
قصه اینجاست که باید بود،باید خواند
پشت این پنجره ها باز هم باید ماند،
ونباید که گریست
باید زیست.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Darcy
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 0)
هیچ کاربر ثبت نام شده ای این تاپیک را مشاهده نمی کند.
عقب
بالا پایین