همگانی [ یک تیکه از آهنگ مورد علاقت ... ]

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع بلوط
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
مثل برق رفت از جلو چشمام
یهو لیز خورد از لای دستام
دیگه نیست اون مرهم زخمام…
جای لب سرخش روی لب هام
میدونم براش سخته نمیتونه منو ببخشه
الان کجایی رو نقشه
خوشحالی تموم شده رفته
این قولو به هم دیگه میدیم…
از یاد همدیگه نمیریم
اگه یروزیم همو دیدیم
نمیدونیم که چی میشه فردا
چی میسازه این زندگی از ما
رفت گذاشت منو تنها…
دلش تنگ میشه اما
 
بلد بودمت و تو بلدم بودی
تهش هرچی که میشد بغلم بودی
تو هم همسفرم بودی و هم هم نظرم بودی و هم بال و پرم بودی
نمیدادم به دنیا تار موتو
به جونم میخریدم آبروتو
تو هم هم نفسم بودی و هم همه کسم بودی و هم دلواپسم بودی(((:
 
جا شعر امشب چشاتو به ناز قلم میزنم
 
من یه گلایلم که تو این سرزمین شوم
راهم به قبر و سنگ گرانیت می رسه
هر روز به قتل می رسم و شعر من فقط
به انتشاره شعله ی کبریت می رسه
دردم هزار ساله مث درده حافظه
درمونشم همونیه که کشف رازیه
نسلی که سرسپرده ی عصر حجر شده
به ساقیای ارمنیه پیر راضیه
وقتی که زندگی یه تئاتره مزخرفه
تنها به جرعه های فراموشی دلخوشم
راسکول نیکف یه پیره زنو شقه کرد و من
با اون تبر فرشته ی الهامو می کُشم
 
کار من تقدیس ابه ، ناله از دست سرابه
کار تو اما قشنگه .. ساختن باغ از یه سنگه :)
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: :)MAHAK
اراده داشتم به دونه کاشتن
که عادتت بدم به ریشه داشتن
که عادتت بدم یه گوشه بند شی
به مبتلا شدن علاقه‌مند شی
نشد که از دلم جدا کنم تو رو
نشد نشد گلم برو برو برو :)
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: :)MAHAK
آخرین ضربه رو محکم تر بزن
 
صدات ارکست نوت های هنجر است
چشمات زیبا ترین استان منطق است.
صدام زیر غمت افتاده از نفس
 
عقب
بالا پایین