گر که منظور تو زیبائی ماست
هر طرف چهرهٔ زیبائی هست
پا بهرجا که نهی برگ گلی است
همه جا شاهد رعنائی هست
هر طرف چهرهٔ زیبائی هست
پا بهرجا که نهی برگ گلی است
همه جا شاهد رعنائی هست
آخرین ویرایش توسط مدیر:
دوستان به که زوی یاد کنندتو توانا شدی ای دوست که باری بکشی
نه که بر دوش گرانبار نهی باری چند
افسرت گر دهد اهریمن بدخواه، مخواه
سر منه تا نزنندت بسر افساری چند
دانی که را سزد صفت پاکی:زین همه سبزه و گل، جز تو کسی
نه فتاد و نه شکست و نه فسرد
دزد با چراغ آمده بود از پی دزدی، به شب»دانی که را سزد صفت پاکی:
آنکو وجود پاک نیالاید
در تنگنای پست تن مسکین
جان بلند خویش نفرساید
دزد با چراغ آمده بود از پی دزدی، به شب»
«تا بیابد گنج و مالی یا رباید مال و تب
تجربه میبایدت اول، نه کار
صاعقه در موسم خرمن، بلاست