دفترچه خاطرات [ دفترچه خاطرات Zizi ]

نوشته‌ها
نوشته‌ها
2,279
پسندها
پسندها
5,486
امتیازها
امتیازها
388
سکه
3,266


🔷️🔷️🔷️



ﻫﺮ ﺁﺩمی ﮐﻪ ﻣﯿﺮﻭﺩ...
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ، ﯾﮏ جایی و به ﯾﮏ ﻫﻮﺍﯾﯽ ﺑﺮمی‌گردد.
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻫﺴﺖ؛
ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﺧﺎﻃﺮﻩ!

‌‌
این تاپیک متعلق به @ZiziZizi عضو تأیید شده است. می‌باشد؛ از ارسال اسپم در آن خودداری نمایید.


° مدیریت تالار گالری زندگی °
 
من آدم پرتوقعی نیستم.
هیچوقت از بابام چیزای بزرگ نخواستم، برعکس آبجیم!
هیچوقت از مامانم پول تو جیبی نگرفتم، باز هم برعکس آبجیم!
هیچوقت روم نشد برم جلو به دایی ها و خالم بگم بهم عیدی بدین، برعکس دخترخاله‌ها و پسردایی ها و و و .
هیچوقت نخواستم تو چشم باشم، برعکس خیلی‌ها!
راستش از این کم توقع بودن خسته شدم...
از اینکه همیشه اولین و بهترین چیزا سهم آدمای پرتوقعه، خسته شدم.
حتی خواستم پرتوقع بودن رو امتحان کنم، نتیجه؟ هیچکس اهمیت نداد و یه جوری هم رفتار کردن انگار من فرازمینی‌ام=) چرا؟ چون به کم توقع بودنم عادت کرده بودن.
حق هم دارن، من همیشه اونی بودم که می‌گفتم ولش کن حالا بعدا بابا برام دوچرخه می‌خره الان دستش تنگه، اونی بودم که می‌گفتم ولش کن بابا این ماه پول تو جیبی از مامان نمی‌گیرم واسه آبجی گوشی خریده پول نداره، همونی بودم که می‌گفتم ولش کن بابا بذار دلش خوش باشه که دوسش دارن و با یه لبخند مثل احمقا ته جمع نگاهشون می‌کردم.
الان پشیمونم، خیلی پشیمونم! از اینکه همیشه انتخاب دوم بودم پشیمونم! از اینکه همیشه می‌گفتن اول فلانی بعد تو پشیمونم.
اما چه فایده؟ تغییر کنی میگن اینو ببین چقدر قیافه میاد : ) چقدر خودشو میگیره، شاید بگین حرف مردم برام مهمه؟ بله! من هنوز هم حرف مردم برام مهمه خیلی هم مهمه! انقدری که با یه حرف بد گفتنشون کل روز که چه عرض کنم کل هفته تو خودمم و با یه حرف خوبشون روزم ساخته میشه.
تغییر نکنی میگن اینو ببین نمیتونه از حق خودش دفاع کنه! =)
خستم، بسیار زیاد

۲۰ اردیبهشت ۴۰۴
 
img_4df20028_1788710086.jpg

img_a5d23786_1788710540.jpg

دخترِ من، لِنای من
باید الان برات لباس انتخاب میکردم مامان نه سنگ قبر
باید الان تو بغلم می‌بودی نه زیر این همه خاک
اومدی پایین پای بابابزرگ خوابیدی
اونو بیشتر از من و بابایی دوست داشتی رفتی پیشش
میام خوب باشم مامان، خوبم خوبم خوبم، یهو یاد آخرین گریه‌ات میوفتم، یهو چهره مظلومت میاد جلو چشمم. قلبت طاقت نیاورد مامانی؟ دوست نداشتی از کنارت برم؟ ببخش منو
خدا لعنتم کنه، الهی بمیرم فقط واسه گریه‌هات
مامان هیچکس به روم نمیاره ولی من که یادتم
خودمو نمی‌بخشم
من اون شب چشم رو هم نذاشتم همش بغلم بودی مرخص شده بودی، کاش همون ۲۰ دقیقه هم میموندم کاش نمی‌رفتم.
مامان منو یادت نره ها، من هنوز مامانتم
هنوز تو قلبمی.
 
عقب
بالا پایین