Tiam.R
مدیر ارشد ادبیات+مدیررسمی تالارنظارت
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
ناظر ارشد آثار
ناظر همراه
تدوینگر
تیمسوشالمدیا
نویسنده نوقلـم
برترین ارسال کننده ماه
بله
و آتیش
اسم (اسماعیل شمسیپور)اسم(اسماعیل شمسیپور)
کلافهامکلافهم
اینجا
اینکه
همچنانهمچنان
آقا حسنآقاحسن
چشمهایمچشمهام
بادقتبا دقت
آسپزخونه× آشپزخونه✓با سلام. یک پارت
پست 27
از اینکه خودش راحتی رو شروع کرده بود و حالا برام رجز میخوند، کمی جا خوردم. تضاد خاصی توی رفتارش بود که درک کردنش برام مثل حل کردن یه معما، زمان میخواست. با صدای بلندی شروع به خندیدن کردم و با لیوان آبی که توی دستش بود به سمتم اومد.
- نوش جان!
سری تکون دادم و تشکر کوتاهی کردم:
- ممنون!
آقا حسن که به اتاق ب*غل آشپزخونه رفته بود، از دیدم دور شد. آب رو تا ته سرکشیدم و غذا نخوردنم باعث بیرمقیم شده بود؛ اما با اینحال ادامه دادم:
- چرا نسبت به کسی که تازه باهاش آشنا شدی انقدر جبهه داری؟ نه به اون راحتی که از اول داشتی و نه این تهدیدی که درکش نمیکنم.
مشکی موهای فرش رو...
دستپاچگی× دستپاچگی✓با سلام. یک پارت
پست 28
به هرسختی که بود غذام رو تموم کردم و بعد از شستن ظرفها، از آشپزخونه بیرون میاومدم که صدای آقا حسن من رو از حرکت وا داشت.
- هرجور که شده باید درستش کنی!
صداش از اتاق امتداد آشپزخونه میاومد و این حالت دستوری از آقا حسن بعید بود. چند ثانیه بعد صدا قطع و در اتاق باز شد.
- تو اینجایی؟!
به آرومی سری تکون دادم و سعی کردم خودم رو منعطف نشون بدم.
- اتفاقی افتاده؟
بدون اینکه ذرهای دستپاچگی توی رفتارش بروز کنه، جواب داد:
- نه، چهطور؟ راستی پروا کی رفت؟
قصدش عوض کرن بحثی بود که تمایل به مشارکتش نداشت و درمقابل جوابش، چونهی تیزم رو یه ور کردم.
- نیم ساعتی میشه که رفته؛...
توی تمام ویراستاری هایی که من خوندم، میگن که عدد توی متن رمان باید به حروف نوشته بشه، برای همین من هم به حروف مینویسم.دستپاچگی× دستپاچگی✓
چهل و سه× ۴۳✓
زود به زود× زودبهپزود✓
سیاه و سفید× سیاهوسفید✓
گاه و بیگاه× گاهوبیگاه✓