نظارت همراه رمان بایش | ناظر: حدیثه خانم

سلام. وقتتون بخیر.
راستش چند پست قبل که قرار بود خودتون نظارت کنین، از پست ۳۱و ۳۲ بود. که الان من پست ۳۳ و ۳۴ رو گذاشتم.
درکل از پست ۳۱.
اگه لطف کنید لینک پارت ۳۱ را برای بنده بفرستید ممنون میشم
 
خدمت شما🌺
 
خدمت شما🌺
خیلی ممنونم عزیزم
 
خب سلام و درود عزیزم من پریام ناظر همراه رمان زیباتون گلم فقط اینکه طبق شیوه نامه جدید دیالوگات و تو گیومه بیار نه خط تیره
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Alirix
و اینکه مونولوگ تون محاوره ای هستش یا معیار!؟
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Alirix
پارت ۳۱:
متن: در جواب سؤالات ردیف شده‌ش که با چشم‌های درشت شده‌ای منتظر یه دلداری بود، تنها به نگاهی اکتفا کردم و نمی‌دونستم از کجا شروع کنم. چرا ذهن بسته‌م یاری نمی‌کرد تا از این آشفتگی بیرون بکشمش. تمام انرژیم رو برای جمع و جور کردن خودم به کار گرفتم.
نکات نگارشی: «سؤالاتش» (به جای سؤالات ردیف شده‌ش) بنظرم بهتره، «ذهنِ بسته‌ام»، «انرژی‌ام»، «جمع‌وجور».
نکات: «یه» به «یک»، «نمی‌دونستم»
«نمی‌دانستم» (روایت).
ساختار جمله: جمله دوم سؤالی است اما علامت سؤالی ندارد.
متن: - من… . / برای ادامه‌دادن‌، چشم‌هام رو محکم باز و بسته کردم.
نکات نگارشی: استفاده از نیم‌فاصله در «چشم‌هایم» و «ادامه دادن».
متن: «زمانی که بهوش اومدم، توی غسال‌خونه بودم…»
نکات نگارشی: «به‌هوش» (با نیم‌فاصله)، «رودخانه»، «او را» (به جای من رو).
متن: جویباری که از عسلی چشم‌هاش راه گرفته بود، قلبم رو به درد آورد. رگه‌های خونی که سفیدی چشم‌هاش رو مزین به ترس کرده بود، حاصل فشاری بود که برای فریاد نزدن به خودش می‌آورد.
نکات نگارشی/ساختاری: «چشم‌هایش»، «قلبم را»، «سفیدی چشم‌هایش را»، «فریاد نزدن».متن: - غسال‌خونه؟! / توی حرکتی آنی من رو توی بغلش کشوند و چنان کتفم رو چنگ زد که انگار عزیزی رو از دست داده…
نکات: «کشاند»، «عزیزی را».
اعداد به صورت شصت‌ونه و هفت‌کیلو
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Alirix
پارت ۳۲
پاراگراف اول:
کفش‌هام : «کفش‌هایم»
دیدن مردی روبه‌روم، من رو متحیر کرد:
« که دیدن مرد روبه‌رویم، مرا متحیر کرد.»
بازوم: «بازویم»
پاراگراف دوم:
من رو: من را
من هنوز توی بهت و ابهام بودم: «من هنوز توی بهت بودم » ابهام لازم نیست.
نگاهمون می‌کردن‌: نگاهمان می‌کردند.
بزنه: «بزند»
بازوم: «بازویم»
صداش:«صدایش»
رو به را تغییر بده
در هال رو: در هال را
حرف‌هاش: «حرف‌هایش»
نمی دونم: نمی‌دانم
می‌تونستم:«می‌توانستم»
گم و گور :«گم‌وگور»
دندونشکن: دندان‌شکن
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Alirix
خب سلام و درود عزیزم من پریام ناظر همراه رمان زیباتون گلم فقط اینکه طبق شیوه نامه جدید دیالوگات و تو گیومه بیار نه خط تیره
سلام. ممنونم از شما گلم.
متن محاوره‌ای هستش و وقتی محاوه باشه به صورت ادبی نوشتن داخلش درست درنمیاد.
توی شیوه نامه جدید دیالوگ‌هایی که قبلش پرسید و جواب داد و... این افعال هستن توی گیومه‌ان
( ام) رو با نیم‌فاصله (م) و اعدادی مثل شصت و نه رو با فاصله نوشتن. من طبق همون شیوه‌نامه سعی کردم بنویسم.
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Alirix
سلام. ممنونم از شما گلم.
متن محاوره‌ای هستش و وقتی محاوه باشه به صورت ادبی نوشتن داخلش درست درنمیاد.
توی شیوه نامه جدید دیالوگ‌هایی که قبلش پرسید و جواب داد و... این افعال هستن توی گیومه‌ان
( ام) رو با نیم‌فاصله (م) و اعدادی مثل شصت و نه رو با فاصله نوشتن. من طبق همون شیوه‌نامه سعی کردم بنویسم.
نوشته در موضوع 'آموزش نظارت • اختصاصی کافه نویسندگان•' https://forum.cafewriters.xyz/threads/42270/post-373308
منظورتون همین تاپیکه
برای اعداد چک کن عزیزم
نه شیوه نامه جدیدی ک اومده کلا دیالوگارا تو گیومه باید بذاریم خط تیره حذف شده.
و چون متن محاوره ای و معیار نیستش خیلیم عالی برای همین دوتا پارت دیگتون چک نکردم ک لحن مشخص بشه چون یه سری جاها کلا جمله معیار...
و همین دودلم کرده بود.
قلمت مانا بانو مرسی بابت توضیحات
 
نوشته در موضوع 'آموزش نظارت • اختصاصی کافه نویسندگان•' https://forum.cafewriters.xyz/threads/42270/post-373308
منظورتون همین تاپیکه
برای اعداد چک کن عزیزم
نه شیوه نامه جدیدی ک اومده کلا دیالوگارا تو گیومه باید بذاریم خط تیره حذف شده.
و چون متن محاوره ای و معیار نیستش خیلیم عالی برای همین دوتا پارت دیگتون چک نکردم ک لحن مشخص بشه چون یه سری جاها کلا جمله معیار...
و همین دودلم کرده بود.
قلمت مانا بانو مرسی بابت توضیحات
ممنونم عزیزدل‌
من این تاپیک منظورمه که تاریخش جدیده.
برای اطمینان می‌پرسم؛ چون هرسری یه چیزه من نمی‌دونم دیگه کدوم قسمت رو چندبار باید ویرایش کنم.
 
آخرین ویرایش:
عقب
بالا پایین