(SINA)
مدیر رسمی تالار شعرکده
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
کاربر VIP
منتقد ادبی
مشاور
تیمتعیینسطح
نویسنده رسمی رمان
به شیشه می خورد انگشت های باران
…آه…شبیه در زدن تــــو…
ولـــــی صدای تـــو نیست
تــــو نیستی
دل این چتــــر، وا نخــــواهد شد
غمی ست باران…
وقتی هوا هوای تو نیست…!
گاهی نیاز داریم به نوشتن تنهاییامون، زخم دلامون، دردودلامون. گاهی شعر و مطلبی میبینیم ک تمام پر از حرف های نگفته ی خودمونه، چه خوبه ک این حرفای قشنگ رو با هم ب اشتراک بذاریم.
+++امیدوارم تاپیکی بشه تا اندکی از غم هامون کم شه(:
…آه…شبیه در زدن تــــو…
ولـــــی صدای تـــو نیست
تــــو نیستی
دل این چتــــر، وا نخــــواهد شد
غمی ست باران…
وقتی هوا هوای تو نیست…!
گاهی نیاز داریم به نوشتن تنهاییامون، زخم دلامون، دردودلامون. گاهی شعر و مطلبی میبینیم ک تمام پر از حرف های نگفته ی خودمونه، چه خوبه ک این حرفای قشنگ رو با هم ب اشتراک بذاریم.
+++امیدوارم تاپیکی بشه تا اندکی از غم هامون کم شه(:
