همگانی ~آخرین کتابی که خواندی چی بود؟~

بیمار خاموش
 
فانوس خاطرات گمشده

دوست داشتنی و جذاب
 
داستان کوتاه اندوه اثر آنتوان چخوف

کل مفهوم داستان:
آدم‌ها همه می‌پندارند که زنده‌اند
برای آن‌ها تنها نشانه‌ی حیات
بخار گرم نفس‌هایشان است
کسی از کسی نمی‌پرسد
« از خانه دلت چه خبر؟ »
 
داستان کوتاه بچه مردم اثر جلال آل احمد

نخونیدش… مگه میشه آدم وجودشو جا بذاره و برنگرده؟…
 
حدود دو سه هفته پیش این کتاب رو تموم کردم
کتاب تهوع از ژان پل سارتر.

مهم‌ترین رمان این نویسنده همچنین یکی از نوشته‌ها توی ادبیات مدرن و فلسفه اگزیستانسیالیسم به شمار می‌ره. این اثر توی قالب دفترچه خاطرات روزانه نوشته شده و به بررسی بحران وجودی یک مرد و کشف حقیقت عریان هستی می‌پردازه.
« اگه به نوشته‌های فلسفی علاقه دارید حتما بخونیدش»


تهوع بیان تجربه‌ی وحشتناک روبررو شدن انسان با حقیقت بی‌معنایی و بی‌ضرورتی هستیه و کشف اینکه تنها راه معنا بخشیدن به زندگی، خلق معنا توسط خود انسانه.
روکانتن متوجه که حتی خودشهیچ تعریف، هدف یا ذات ثابتی نداره.


واقعا عاشق این اثر شدم، شاید چون طبق سلیقمه و همیشه به فلسفه علاقه داشتم نمی‌دونم.
دیالوگ‌هاش هم واقعا خاصن

«- ما یکدیگر را دوست نداشتیم، ما فقط ردی از تنهاییمان را در هم می‌جستیم!»
« آدم‌ها برای اینکه از حقیقت وجودشان نترسند، خودشان را در دروغ پنهان می‌کنند.»
 
ملّت عشق
الیف شافاک


- زندگی بدون عشق ارزش زیستن ندارد.
از خودت نپرس باید در پی چه عشقی باشی؛ معنوی یا جسمانی، الهی یا بشری، شرقی یا غربی؛ دسته بندی‌ها فقط و فقط به دسته‌بندی‌های بیشتر راه می‌برند، عشق نه هیچ برچسبی میپزیرد و نه هیچ تعریفی، همان چیزی است که هست، بی‌آلایش و ناب.
عشق آب حیات است و عشق روح آتش است! جهان به لونی دیگر در می‌آید وقتی آتش، به آب عشق می‌ورزد.
 
بلاخره سری ویچر شروع کردم
خیلی وقت دیگه هیجانی از خواندن سری ها مشهور ندارم
امیدوارم گرالت از سریالش خیلی خفن تر باشه
تجربم میگه رمان ها از سریال ها و فیلم هاشون خیلی بهترند
بجز ارباب حلقه ها
مخصوصاً وقتی فهمیدم جادوگری مثل گندالف بجای جادو با شمشیر میجنگه، اعصابم تا یک هفته خراب بود! Waall
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 57)
عقب
بالا پایین