دفترچه خاطرات [ دفترچه خاطرات سارا مرتضوی ]

تا ظهر خواب بوده، نصف دیگه روز هم من باهاش بودم، امروز اومده میگه دیروز خیلی شلوغ بود همه با تانک و اسلحه بودن خیلی خطرناک بود منم اشتباه کردم رفتم سر کار!
حالا که دیروز این اصلا بیرون رفته خدا می‌دونه
فقط دروغ و دروغ پشت هم
 
یه سری کلا دوست داشتنی نیستن
یعنی آدم هر کاری کنه بازم نمیتونه خودش رو راضی کنه که طرف رو دوست داشته باشه
حالا فکر کن اون یه نفر دنباله هم داشته باشه که دوست داشتنی که نیستن هیچ حال بهم زن هم هستن
 
الان مغزم در از حرف ولی در ظاهر که نگاه کنی هیچی نیست طرف در عرض دو ثانیه عصبانی شد و من که ده برابر اون عصبانی بودم از قانون ۵ ثانیه استفاده کردم انگار این کتاب های که آدم میخونه یه موقع یه جایی بدرد میخوره به علاوه که آدم بزرگوارتر و عاقل‌تر به نظر میرسه
بماند که طرف علت یه مشت احمق بی فکر بیعقلن دور هم جمع شدن یکی از یکی بی عرضه در تازه تو باید اینا رو جمع کنی فکر می‌کنن هم گ‌...ی هستن
یارو خودش چهار سال قهر بوده بعد میاد میگه برنده اونیه که قهر نباشه میخواستم بهش بگم چی میگی تو آنقدر چرا و پرت میگی ولی خب نگفتم ظرفیت که ندارن اینا فکر کردن در آسمون باز شده اینا فقط اومدن رو زمین
احمق کبیر فقط فکر کرده من مثل خودشم تا یه حدی صبر میکنم بعدش که دیگه اینجوری نیست شرایط هم دیگه فرق می‌کنه و اینجوری نمی‌مونه اونقدر صبر دارم که منتظر چرخ گردون روزگار بمونم مثل تو خنگول نیستم
ولی آدم از نقش بازی کردن هم خسته میشه نه که دروغ باشه فقط سکوته تا بگذره تموم شه
آنقدر صبر کردم اگه یه روز تموم شده مطمئنم یه جمله میگم
بالاخره تموم شد
میاد یعنی اون روز بالاخره میاد دیر و زود داره سوخت و سوز ندارها
از این بیشتر کریم که هی حق الماس و اینا می‌کنن ولی خودشون دقیقا کسانی هستن که حق مردم رو میخورن
گفتن خسارت می‌دیم بگو چند
می‌خوام بگم صد میلیون داری بدی؟
تو لنگ ۵-۶ تومنی بیچاره این همه بی عرضه در خودت جمع کردی فضول محل
دیگه امسالعمرا تو این خراب شده بمونم نمی‌خوام هم به کسی حساب پس بده گور بابای تو...
 
صد بار به این همسایه‌های نفهم گفتم آروم باشین باز سر و صدا، سروصدا
یه نفرینی هست که میگه بال بشی ایشالا، یا لال بمیری فرقی نداره بدرد اینا میخوره لعنتی‌های مزاحم زبون نفهم ابله
 
این مدت فشار زیادی رو بود و رفته رفته کارهایی رو کم کردم
بیشتر بیرون میرم و بیشتر بل پسرم وقتمیذارم
یعنی کار و پسرم
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها]: Tufan
عقب
بالا پایین