روانشناسی چرا تروما فراموش می‌شود؟

اقیــانــــــوساقیــانــــــوس عضو تأیید شده است.

مدیرتالارعلوم‌+شایعه‌نویس+آز مترجم
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
کاربر VIP
منتقد ادبی
ژورنالیست
رمان‌خـور
گوینده
مقام‌دار آزمایشی
نویسنده نوقلـم
برترین ارسال کننده ماه
نوشته‌ها
نوشته‌ها
5,090
پسندها
پسندها
24,699
امتیازها
امتیازها
868
سکه
12,352

🌀چرا تروما فراموش می‌شود؟

 

🔅«در هر سه موج تاریخی مطالعه‌ی تروما هیستری، نوروز جنگ و خشونت خانگی یک الگوی تکراری وجود دارد:

1 ابتدا، نوعی از آسیب روانی ناگهان وارد آگاهی اجتماعی می‌شود.

2 بعد، پژوهشگران و درمانگران با اشتیاق و همدلی به شنیدن و ثبت تجربه‌ی قربانیان می‌پردازند.

3 سپس، با واکنش‌های دفاعی نهادهای قدرت مواجه می‌شوند: انکار، تحقیر، سانسور.

4 در نهایت، موضوع تروما دوباره به حاشیه رانده می‌شود، قربانیان دوباره ساکت می‌شوند، و دانش به‌دست‌آمده به فراموشی سپرده می‌شود.

 
🔅این الگوی تکراری، فقط به دلیل فقدان داده‌های علمی یا روش‌های تحقیق نیست؛ بلکه ریشه در ساختارهای اجتماعی دارد.

🔅زیرا حقیقت تروما، همواره ساختار قدرت را تهدید می‌کند.
 
🔅عامل آزار معمولاً قدرتمند است: پدر، شوهر، رئیس، ارتش، دولت.

🔅و قربانی، معمولاً بی‌قدرت: زن، کودک، سرباز ساده، زندانی.
 
🔅پذیرفتن حقیقتِ تروما، یعنی پذیرفتن نابرابری قدرت و این برای بسیاری، پذیرفتنی نیست.

🔅در نتیجه، هم روان‌پزشکی و هم جامعه، بارها به این چرخه‌ی آشنای فراموشی بازمی‌گردند. و قربانیان، برای شنیده شدن، باید هر بار از نو مبارزه کنند.
 
کی این تاپیک رو خونده (کل خوانندگان: 1)
عقب
بالا پایین