افکار و باورهای رایج یک فرد با طرحواره رهاشدگی (Abandonment Schema) معمولاً از تجربه از دست دادن، طرد شدن یا بیثباتی در کودکی (مثل مرگ والدین، طلاق، یا تهدید به ترک شدن) شکل میگیرد و فرد در بزرگسالی دائماً نگران ترک شدن توسط عزیزان است.
فرد مدام منتظر نشانههایی از ترک شدن است و افکارش آینده را فاجعهآمیز ترسیم میکنند.
*تشخیص سریع نشانههای کوچک: "حالا که صدای شریک زندگیام عوض شده، حتماً از من خسته شده و قصد ترکم را دارد." *تعمیم تجربه گذشته: "همه کسانی که دوستشان دارم، بالاخره من را رها میکنند. مثل پدر/مادرم." *پیشبینی فاجعه: "اگر دیر به خانه برسم، حتماً وقتی برگردم وسایلش را جمع کرده و رفته است."
در کوچکترین اختلاف یا فاصله گرفتن موقتی، ذهن فرد فعال میشود.
*شواهد دروغین: "چند دقیقه است به پیامم جواب نداده، یعنی رابطه تمام است." *بزرگنمایی فاصله: "یک روز نخواست با من حرف بزند، یعنی دارد خودش را برای جدایی آماده میکند." *ذهنخوانی منفی: "الان که سکوت کرده، حتماً توی دلش میگوید چقدر از دست من خسته است."
حتی وقتی همه چیز خوب است، ذهن فرد بیقرار است و دنبال تأیید میگردد.
*نیاز به اطمینانبخشی دائمی: "حتماً باز هم من را دوست داری؟ قول میدهی هیچ وقت ترکم نکنی؟" *شک به وفاداری: "وقتی تلفن را جابهجا میکند، حتماً دارد با کسی دیگر که بهتر از من است، پیام میدهد." *آمادهباش دائمی: "اگر عشق زندگیام کمی دیرتر از سر کار برگردد، تصادف کرده یا با شخص دیگریست."
اینجا طرحواره با شواهد بیرونی تأیید میشود و افکار بسیار تلخ و سیاه میشوند.
*سرزنش خود: "به خاطر من بود که ترک شد. من به اندازه کافی خوب نبودم، جذاب نبودم." *تعمیم به همه روابط: "هیچ کس نمیتواند با من بماند. محکومم به تنها زندگی کردن." *ناامیدی محض: "بیهوده است که دوباره به کسی اعتماد کنم. همه نهایتاً میروند."
ذهن فرد برای مقابله با ترس، افکار افراطی ایجاد میکند.
*از خود راندن پیشدستانه: "بهتر است خودم اول او را ترک کنم تا صبر نکنم او من را ترک کند." *فداکاری افراطی: "اگر همه خواستههایش را بیچون و چرا انجام دهم، هیچ وقت رهایم نمیکند." *کنترل گری: "باید بدانم هر لحظه کجاست و با کیست. اگر کنترل نکنم، حتماً غافلگیر میشوم."