| مشاعره با اشعار قیصر امینپور|
اگر داغِ دل بود، ما دیدهایم
اگر خونِ دل بود، ما خوردهایم.
- قیصر امینپور
میتوانم بعد از این، با این خدا
دوست باشم، دوست، پاک و بی ریا
میتوان با این خدا پرواز کرد
سفره ی دل را برایش باز کرد
میتوان درباره ی گل حرف زد
صاف و ساده، مثل بلبل حرف زد
چکه چکه مثل باران راز گفت
با دو قطره، صد هزاران راز گفت
تا بریزد موج دریا را - در قفسهایی که میسازد
در قفس، دریا نمیگنجد - زانکه کار موج پرواز است