توی آشنا، ناشناس تمام غزلها ـ
به دنبال نامی که او
به دنبال اویی که کو؟
به دنبال نامی که او
به دنبال اویی که کو؟
توی آشنا، ناشناس تمام غزلها ـ
به دنبال نامی که او
به دنبال اویی که کو؟
از آسمان به دامنم افتاده آفتاب؟
یا چون گل از بهشت خدا چیدهام تو را
در من این غریبه كیست؟ باورم نمیشود
خوب میشناسمت، در خودم كه بنگرم
میتوانم بعد از این، با این خدا
دوست باشم، دوست، پاک و بی ریا
میتوان با این خدا پرواز کرد
سفره ی دل را برایش باز کرد