نقد و بررسی نقد و بررسی مجموعه اشعار فراموش شدگان شهر | منتقد: زهرا سلطانزاده

زهرا سلطانزاده

مدیر رسمی تالار نویسندگان+گوینده آزمایشی
پرسنل مدیریت
مدیر رسـمی تالار
منتقد ادبی
ناظر همراه
ویراستار
مشاور
تیم‌تعیین‌سطح
کپیـست
داور آکادمی
رمان‌خـور
مقام‌دار آزمایشی
نویسنده نوقلـم
نوشته‌ها
نوشته‌ها
591
پسندها
پسندها
2,547
امتیازها
امتیازها
258
سکه
4,595
«بسمه رب الجنوب»



اثر نقد شده:




نقد به هرجهت باید بر این پایه باشد که صادقانه تمامی کاستی‌های اثر را بازگو کند و درجهت پیشرفت آن، قلمِ نقاد خود را حرکت دهد.
به یاد داشته باشید، منتقد شما با دیدی بی‌طرف و به دور از کینه، در راستای ارتقای سطح قلم شما گام برمی‌دارد.​
 
۱. عنوان اثر
عنوان «فراموش‌شدگان شهر» انتخابی متناسب با فضای کلی مجموعه است. این عنوان نه‌تنها به حذف‌شدگی انسان معاصر اشاره دارد، بلکه با تکرار موقعیت‌های شهری مانند مترو، بانک، ترافیک و خیابان، در متن نیز به‌طور مداوم بازتولید می‌شود. شهر در این مجموعه، مکانی برای دیده نشدن است؛ جایی که آدم‌ها حضور دارند اما به حاشیه رانده شده‌اند.
۲. ژانر و نوع ژانر
مجموعه در ژانر اجتماعی با گرایش تراژدی شهری قرار می‌گیرد. تراژدی اینجا نه از جنس حادثه‌ی بزرگ، بلکه از دل فرسایش‌های روزمره شکل می‌گیرد؛ همان «فروپاشی‌های کوچک» که شاعر به آن اشاره می‌کند. این انتخاب ژانر، با فضای آرام اما سنگین شعرها هماهنگ است.
۳. قالب و فرم
شعرها در قالب قطعه‌ی آزاد (سپید کوتاه) نوشته شده‌اند. فرم اغلب قطعه‌ها بر ایجاز، شکست سطرها و مکث‌های معنایی تکیه دارد. این قالب به شاعر اجازه داده است که بدون درگیری با وزن کلاسیک، روی تصویر و مفهوم تمرکز کند.
۴. دیباچه و آغاز شعر
آغاز مجموعه با تصویر صبح و شهر شروع می‌شود:
«اولین چراغ پشت پنجره‌ای مه‌گرفته / چشمک می‌زند»
این شروع، به‌درستی نقش دیباچه را ایفا می‌کند؛ نه با معرفی مستقیم مضمون، بلکه با ساختن فضای کلی اثر: شهری که روزش با عجله و خستگی آغاز می‌شود.
۵. محتوای مرکزی
محتوای اصلی مجموعه، تنهایی انسان در ازدحام است. شاعر به‌جای پرداختن به بحران‌های شخصی، روی تجربه‌ای جمعی تمرکز دارد؛ صف بانک، نیمکت پارک، تاکسی، مترو. جمله‌هایی مانند:
«فضایی بسته / پر از تن‌هایی که به هم تکیه داده‌اند / و مغزهایی که از هم دورند»
به‌خوبی این مضمون مرکزی را نمایندگی می‌کنند.
۶. زبان و بیان
زبان مجموعه ساده، روزمره و کنترل‌شده است. شاعر از واژه‌های آشنا استفاده می‌کند، اما آن‌ها را در ترکیب‌هایی تازه قرار می‌دهد. بیان اغلب توصیفی است و کمتر به سمت شعار یا داوری مستقیم می‌رود؛ ویژگی‌ای که به باورپذیری متن کمک کرده است.
۷. تصویرپردازی
تصویرها عموماً عینی و برگرفته از زیست شهری‌اند. تشبیه‌هایی مانند:
«ترافیک، رودخانه‌ای بی‌سرعت»
یا
«صندوق‌هایی که محفظه‌ی نامه‌هایی هستند که هرگز نوشته نشدند»
نمونه‌هایی از تصویرسازی موفق‌اند که بدون اغراق، بار معنایی روشنی دارند.
۸. ساختار کلی و انسجام
مجموعه از نظر فضاسازی، انسجام قابل قبولی دارد. تکرار آگاهانه‌ی مکان‌ها و موقعیت‌ها، جهان شعر را یکدست کرده است. با این حال، نزدیکی ساختاری برخی قطعه‌ها ممکن است در ادامه نیاز به تنوع فرمی بیشتری داشته باشد.
۹. موسیقی و ریتم
موسیقی شعرها بیشتر بر پایه‌ی ریتم درونی و چینش سطرها شکل گرفته است. شکست‌های به‌جا و مکث‌ها، خوانش آرام و تأملی ایجاد می‌کنند، هرچند در برخی قطعه‌ها ریتم یکنواخت می‌شود و می‌تواند با تغییر طول سطرها تقویت شود.
۱۰. زاویه دید و موقعیت ذهنی شاعر
زاویه دید اغلب ناظر درگیر است؛ شاعری که بخشی از شهر است، نه بالاتر از آن. استفاده از «ما» در سطرهایی مانند:
«ما شاهدان ناخواسته‌ی فروپاشی‌های کوچکیم»
نشان می‌دهد که شاعر خود را جدا از این وضعیت نمی‌بیند.
۱۱. کلیت و ماندگاری اثر
«فراموش‌شدگان شهر» مجموعه‌ای است که به‌واسطه‌ی پرداخت صادقانه و تصویرهای آشنا، می‌تواند با مخاطب معاصر ارتباط برقرار کند. ماندگاری اثر بیش از آنکه به یک شعر خاص متکی باشد، از کلیت فضای ساخته‌شده می‌آید؛ شهری که بعد از خواندن شعرها، همچنان در ذهن باقی می‌ماند.

قلمت مانا.
@اقیــانــــــوساقیــانــــــوس عضو تأیید شده است.
 
عقب
بالا پایین